ابو عبد الرحمن سلمى ( متوفى 74 ه ) « 1 » مىگويد : قرائت ابوبكر و عمر و عثمان و زيد بن ثابت و مهاجرين و انصار يكى بود . آنها مطابق با قرائت عمومى مىخواندند و آن همان قرائتى بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سالى كه از دنيا رفت ، دوبار بر جبرئيل خواند و بار دوم زيد نيز شاهد آن بود و مردم را به همين قرائت فرا مىخواند تا از دنيا رفت و لذا ابوبكر در جمع آورى قرآن به او اعتماد كرد و عثمان او را متولى كتابت مصحف نمود .
اگر چنين است ، چرا قرائتى را كه در آن رسم مصحف رعايت شده باشد ، به طور مشخص نمىشناسيم ؟ اين مطلب را چنان كه گفتيم در فصل بعدى بررسى خواهيم كرد و به تاريخ پيدايش مدارس قرائت و مشخص شدن آنها خواهيم پرداخت و در اينجا كافى است كه به مقدارى از مطلب اشاره كنيم تا راه براى بررسى ويژگيهاى رسم با روش خاصى ، هموار شود . و اينك به نقل سخنى از مكى در اين مسأله بسنده مىكنيم . او مىگويد : « 2 » « چون پيامبر از دنيا رفت گروهى از صحابه در خلافت ابوبكر و عمر به شهرهايى كه فتح شده بود مسافرت كردند تا به مردم قرآن و دين بياموزند و هر كدام از آنها همان قرائتى را كه در عهد پيامبر داشتند ، به مردم ياد دادند . قرائت اهل شهرها نيز مانند قرائت اصحابى كه به آنها آموخته بودند ، گوناگون شد . چون عثمان مصاحف را نوشت و به شهرها فرستاد و آنها را به خواندن آن وادار كرد و دستور داد كه هر چه مخالف آن باشد رها كنند ، در اين
هامش
نمىشود كه ميان اهل مكه و اهل مدينه در كتابت تفاوتهايى بوده تا بگوييم مقصود از اين تاكيدها اين بوده كه كاتبان مطابق كتابت قريش بنويسند ( بنگريد به : ابن عاشر ص 36 ) بخصوص اينكه آن سه نفر قريشى در مدينه زندگى كرده بودند و كتابت را در آنجا ياد گرفته بودند ولى به حكم اينكه آنها در خانواده قريشى تربيت شده بودند ، ويژگيهاى لهجهء قريش را بهتر درك مىكردند . همان لهجهاى كه قرآن بر اساس آن نازل شده و ابن فارس ( صاحبى ص 23 ) گفته است : آشنايان با كلام عربى و راويان اشعار عربى و دانشمندان لهجهها و ايام و احوال عربها ، همگى اجماع دارند بر اينكه قريش از لحاظ زبان فصيحترين و از لحاظ لهجه خالصترين عرب است » . با وجود فصاحت و زيبايى لهجه و لطافت زبانى كه قريش داشت . هنگامى كه جماعتى از اعراب پيش آنها مىآمدند از كلام و اشعار و لهجههاى زيبا و سخنان پسنديده آنها استفاده مىكردند و بدين گونه برگزيدهاى از اين لهجهها پيش آنها جمع مىشد و لذا آنها فصيحترين عربها بودند » به زودى هنگام بحث از ويژگيهاى رسم عثمانى ، به برخى از خصوصيات لهجه قريش كه علما ذكر كردهاند بخصوص جنبه آسان بودن آن و نيز تأثيرى كه بر رسم مصحف داشته ، اشاره خواهيم كرد .
( 1 ) زركشى ، ج 1 ، ص 237 و نيز بنگريد : به ابوبكر باقلانى ، ص 375 .
( 2 ) الابانه ، ص 16 - 15 .