حل مشكلات رسم با آن انجام گيرد ، البته در صورتى كه داعى بر ترجيح آن زياد باشد .
در مورد سخن گروهى از دانشمندان كه معتقدند مصحف عثمانى به علت خالى بودن از نقطه و اعراب شامل حروف هفتگانه است . « 1 » بايد گفت كه دليلى وجود ندارد كه كتابت عربى در آن زمان با نقطه و اعراب بوده ، بلكه آثار مكتوب آن زمان اين موضوع را نفى مىكند به تفصيلى كه در فصل مقدماتى گفته شد و در فصل بعدى هم بررسى خواهد شد .
همچنين وجود قرائتهايى كه مخالف با رسم عثمانى است نشان مىدهد كه مصحف عثمانى شامل همه حروف هفتگانه نيست ، بلكه صحيح اين است كه مصحف بر اساس يك حرف نوشته شده و نمايندهء تنها يك تلفظ است آنگاه در مراحل تاريخى بعدى ، شامل وجوه قرائتهايى شد كه در رسم احتمال داده مىشود .
شايد در اينجا مناسب باشد كه بگوييم مقصود از حروف هفتگانه قرائت خاصى از قرائتهايى كه به قارى معينى نسبت داده شده نيست ، بلكه حروف هفتگانه بيان كننده رخصتى است كه آثار آن را به طور كلى در وجوه قرائات كه نقل شده مىبينيم ولى آنچه كه به نام قرائتهاى هفتگانه ناميده شده تا آغاز قرن چهارم هجرى خبرى از آن نبود تا اينكه ابوبكر بن مجاهد ( متوفى 324 ه ) هفت نفر از ائمهء قرّاء را از شهرهاى مختلف انتخاب كرد و كتاب : « السبعة فى القراءات المرويه » را نوشت . « 2 »
نتيجهاى كه در پاسخگويى به پرسشى كه در آغاز اين مبحث مطرح شد به آن رسيديم و اميد داريم كه درست باشد ، اين است كه مصحف عثمانى بر اساس يك حرف نوشته شده يعنى مطابق با قرائت واحد معينى است و بر اساس همين نتيجه به زودى پديدههاى رسم عثمانى را بررسى خواهيم كرد و البته اين مطلب را از نظر دور نخواهيم داشت كه مصحف عثمانى در دورههاى تاريخى بعد از كتابت ، احتمال وجوه بسيارى از قرائتهاى صحيح را پيدا كرد و اين وجوه همانهايى هستند كه از خط مصحف بيرون نيستند به گونهاى كه تعيين وجهى كه در آغاز مطابق آن نوشته شده دشوار گرديد و اين بدان معناست كه ما از تمام وجوه قرائتى را كه در رسم احتمال داده مىشود به عنوان مثال
هامش
( 1 ) بنگريد به : دانى : المحكم ، ص 3 و ابن تيمية ج 1 ، ص 319 و ابن جزرى ، ج 1 ، ص 33 .
( 2 ) بنگريد به : ابن حجر ، ج 10 ، ص 407 و قسطلانى ، ج 1 ، ص 86 .