اسفارنا و ( اذ تلقّونه بالسنتكم ) ( نور 15 ) و تلقونه و ( ادّكر بعد امّة ) ( يوسف 45 ) و بعد امه .
وجه سوم : اختلاف در حروف كلمه باشد نه اعراب آن به گونهاى كه معنا را تغيير بدهد ولى شكل آن از بين نرود . مانند : ( و انظر الى العظام كيف ننشزها ) ( بقره 259 ) و ننشرها و ( حتّى اذا فزّع عن قلوبهم ) سبأ 23 ) و فرّغ .
وجه چهارم : اختلاف در كلمه به گونهاى كه شكل آن در نوشتن تغيير پيدا كند ولى معناى آن تغيير نيابد مانند : ( ان كانت الّا زقية واحدة ) ( يس 29 ) و صيحة و ( كالصوف المنفوش ) ( قارعة 5 ) و كالعهن .
وجه پنجم : اختلاف در كلمه به گونهاى كه هم شكل و هم معنا تغيير يابد . مانند ( و طلع منضود ) ( قارعة 5 ) و كالعهن .
وجه ششم : اختلاف به صورت تقديم و تأخير كلمه مانند :
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ
( ق 19 ) و در جاى ديگر : و جاءت سكرة الحق بالموت وجه هفتم : اختلاف با زيادت و نقصان مانند : ( انّ اللّه هو الغنّى الحميد ) ( لقمان 26 ) و ( انّ اللّه الغنى الحميد ) .
درباره اين وجوه اختلاف در قرائت كه ابن قتيبه در بيان معناى حروف هفتگانه ذكر كرده بايد گفت كه در اينجا چيزهايى كه مربوط به خط مصحف است داخل در وجوه هفتگانه شده است ، مانند تبديل كلمهاى به كلمه ديگر و يا تغيير بعضى از حروف كلمه و يا تقديم و تأخير يك كلمه و يا زيادت و نقصان در كلمه نسبت به خط مصحف . و اين در بيان تطور معناى ( شذوذ ) و رابطه قرائتهاى شاذّ با رسم مصحف مهم است ، بخصوص اينكه اصطلاح قرائتهاى هفتگانه و يا دهگانه بعدها پيدا نشده است . همچنين ابن قتيبه اختلاف وجوهى را كه مربوط به اداى كلمه است مانند : همزه ، اماله ، تسهيل ، فتح ، ادغام ، اظهار و غير آنها ، در ميان وجوه هفتگانه نياورده است .
خواهيم ديد كه تلاش ابن قتيبه در بيان معناى حروف هفتگانه با ساختن وجوهى براى اختلاف قرائات ، در موضوع دانشمندان بعد از خود تا عصر ما تأثير گذاشته و البته اين تأثير درجات مختلفى داشته است .
ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ( متوفى 310 ه ) نيز درباره اين حديث و معناى آن