نمىكرد .
به حديث حروف هفتگانه و بيان معنا و مقصود از آن « 1 » از همان آغاز اهتمام زيادى داده شده است چون روايتى را در معناى اين حديث به ابن عباس نسبت مىدهند و دانشمندان همواره اين حديث را از لحاظ متن و سند مورد بحث قرار دادهاند و گروههاى متعددى از علما مانند اهل حديث و فقها و قرّاء و اهل تفسير و كلام و ديگران درباره اين حديث سخن گفتهاند حتى راجع به آن كتابهاى مستقلى تاليف كردهاند ، مانند كتابى كه حافظ ابو محمد عبد الرحمن بن اسماعيل شافعى معروف به ابو شامه ( متوفى 665 ه ) كه درباره اين حديث كتاب جامعى نوشته است . « 2 » .
هامش
( 1 ) معناى حرف در لغت و معناى آن در اصطلاح ، رابطه و مناسبتى با يكديگر دارند . در لغت حرف هر چيزى طرف و ناحيه آن است ( ابن دريد : الجمهرة ، ج 2 ، ص 138 و بنگريد به : جوهرى ، ج 4 ، ص 1342 و ابن منظور ، ج 10 ، ص 385 و ابن جنّى در « سرّ صناعة الاعراب ، ص 15 » مىگويد : ح رف هر كجا واقع شود منظور از آن حدّ و حدّت چيزى است و از همين جاست :
حرف الشئ و منظور طرف و ناحيه آن است » سپس استعمالات مجازى كلمه را بر مىشمارد و مىگويد ( ص 16 ) : « و از همين جا به حروف معجم حروف گفتند ، زيرا كه حرف ، حدّ قطع صدا و پايان يافتن و طرف آن است . مانند : حرف الجبل و مثل آن جايز است كه به آنها حروف گفته شود ، زيرا كه آنها طرفها و نواحى كلمهها هستند مانند حروف يك چيز و جهات آن و لذا گفته مىشود : ( فلان يقرء به حرف ابى عمرو و غيره من القراء ) چون حرف حدّ و جهت و ناحيه ميان دو قرائت است و شايد منظور آنها وقتى مىگويند : ( حرف فلان ) حروفى باشد كه او قرائت مىكند يعنى قارى عين آن حروف را ادا مىكند بدون كمى و زيادت ، و در اينجا حرف كه مفرد است در موضع حروف كه جمع است ، قرار مىگيرد » و از هرى ( ج 5 ، ص 12 ) گفته است : « هر كلمهاى كه مطابق با وجوهى از قرآن خوانده مىشود ، حرف ناميده مىشود و منظور از « حرف ابن مسعود » همان « قرائت ابن مسعود » است .
بنگريد به ابن منظور ، ج 10 ، ص 385 . ابن قتيبه در « تاويل مشكل القرآن » ص 27 مىگويد : « حرف به نمونه بريده شده از معجم گفته مىشود و به يك كلمه و تمام حروف كلمه نيز حرف گفته مىشود و نيز به يك خطبه و يك قصيده كامل نيز حرف گفته مىشود ، ( و بنگريد به : زركشى ، الابانه ، ص 54 ) و طبرى گاهى از حروف هفتگانه به قرائتهاى هفتگانه تعبير مىكند ( تفسير ، ج 1 ، ص 65 ) كه البته نبايد ذهن ما به قرائتهاى قرّاء سبعه منصرف شود . دانى در معناى حروف هفتگانه دو احتمال مىدهد : اوّل اينكه معناى حرف وجهى از لغات و لهجههاست . دوم اينكه معناى حرف همان قرائت است ( جامع البيان برگ 4 ب و بنگريد به : ابن الجزرى : النشر ، ج 1 ، ص 23 ) و به زودى معناى اصطلاحى حرف در حديث حروف هفتگانه در صفحات آينده روشن خواهد شد . درباره معناى حرف از لحاظ لغوى و اصطلاحى رجوع كنيد به : دكتر عبد الصبور شاهين : تاريخ القرآن ، ص 195 به بعد .
( 2 ) بنگريد به : ابن تيميه ( تقى الدين احمد ) : مجموعة فتاوى ابن تيميه ، قاهره ، مطبعهء كردستان العلمية ، 1326 ه مجلد 1 ، ص 312 و ابن الجزرى : النشر ، ج 1 ، ص 21 و در ميان معاصران ، شيخ محمد بخيت المطيعى ( متوفى 1935 م ) رسالهاى نوشته و آن را چنين ناميده است : الكلمات الحسان فى الحروف السبعة و جمع القرآن ، قاهره ، المطبعة الخيرية ، 1313 ه او در اين كتاب بيشتر مطالبى را كه درباره اين حديث گفته شده ، جمع آورى كرده است .