تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
يكى از قديمىترين اشخاصى كه درباره مراد اين حديث سخن گفته‌اند و نظريه آنها به دست ما رسيده است ، ابو عبيد قاسم بن سلام است كه اندكى پيش از اين گفته‌هاى او را در اين زمينه نقل كرديم كه نشانگر موضع او در بيان معناى حديث است . و نيز او گفته است : « 1 » « به نظر ما قرآن بر هفت لهجه از لهجه‌هاى عرب نازل شده كه در جميع قرآن پراكنده است . بنابراين قسمتى از آن با لهجه يك قبيله و قسمت ديگرى با لهجه قبيله ديگر و قسمت ديگرى با لهجه قبيله سوم تا هفت لهجه است » او در تاييد اين معنا مىگويد : « 2 » « كلمه احرف معنايى جز لهجه‌ها ندارد و تاويل هر يك از آن احاديث در خود حديث آمده است ، مثلا عمر مىگويد : از هشام بن حكيم شنيدم كه سوره فرقان را به صورتى غير از آن صورتى كه من مىخوانم ، مىخواند . . . ( و مثالهاى ديگر ) مىبينى كه اختلاف آنها در صورتها و حرفهايى است كه در الفاظ پراكنده است و آنها در تاويل اختلاف نداشتند » او منظور خود را با مثالى از قرائت ابن مسعود روشن مىكند كه به جاى ( صيحه ) كلمه ( زقيه ) را قرائت مىكرد ، و از ابن مسعود و ابن سيرين نقل مىكند آنها مانند : ( هلمّ و تعال و اقبل ) است كه هر سه به يك معناست . گويا مفهوم اين حديث از ديدگاه ابو عبيد همان اختلاف در الفاظ و اتحاد در معناست و اين به هفت لهجه از لهجه‌هاى عرب باز مىگردد و چنين نيست كه حرف واحدى هفت وجه داشته باشد . ابو عبيد از ابن عباس نامهاى قبايلى را كه لهجه‌هاى آنها مورد نظر بوده ، با دو طريق نقل مىكند : اوّل از قتاده از كسى كه از ابن عباس شنيده است . دوم از كلبى از ابن صالح از ابى عباس . « 3 » ولى طبرى اين دو روايت و ذكرى را كه در آنها از لهجه‌هاى قبايل عرب آمده ردّ مىكند ، زيرا به نظر او اين دو روايت از طريق كسانى از ابن عباس نقل شده كه نمىتوان به آنها اعتماد كرد . در روايت اوّل قتاده با ابن عباس ملاقات نكرده و از او نشنيده است و مىبينيم كه قتاده اين روايت را از كسى كه از ابن عباس شنيده نقل مىكند ، و روايت دوم از طريق كلبى از ابو صالح است و اين يك روايت در موضع تهمت است « 4 » و از اين گذشته
هامش
( 1 ) فضائل القرآن ، لوح 47 . ( 2 ) همان مصدر ، لوح 48 . ( 3 ) همان مصدر ، لوح 47 و بنگريد به : الزينة ، ج 1 ، ص 145 . ( 4 ) طبرى : تفسير ، ج 1 ، ص 66 و بنگريد به : ابن جزرى : النشر ، ج 1 ، ص 24 .