تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
شهد ، مدد مىرساند ؟ - دلم تشنهء ديدار تست ، و شعرم نمايانگر ستايش تست . - همّت من چون شير درنده‌اى مىغرّد و بىآن ، هرگز درصدد تضرع برنمىآيم . - رنگ رخسارم زرد و اشك ديده‌ام خونين و ديدگانم به ديدن خيال رخسار شما قانع است . - از روزى كه شما رفتيد ، روزم چون شب تيره است و انگشت حسرت به دندان مىگزم . - من اميدوار وصال توام ، آيا آن روزگاران شيرين بازمىگردد ؟ - اى مولاى من ، من به آنچه تو بپسندى ، خرسندم و همواره از فضايل شما بهره مىگيرم . - اى آنكه با تبار شايسته و اصيل ، نداى آهسته و نجواى دردمندان و حاجتمندان را مىشنوى . - و در عين حال ، شير دلاورى هستى كه شمشير دشمنان در برابرت كند است و چشمه‌سار فضايل نيز از تو جوشان . - چشم بيمناكان با حضور تو به خواب آرام مىرود و مرغان سرود مدح ترا سرمىدهند . - درياى دانشت بر مردمان لبريز است و همگان چشم طمع بدان دوخته‌اند . - باران بخششت در همهء ايّام جارى است ، و حال آنكه باران آسمان در بعضى از فصول مىبارد . - مجلس و مجمع تو ، مانند درختان سلم و ضال « 1 » ، پربار و بركت است . - شمشيرى دارى كه به هنگام جنگ خون مىفشاند و چشمى دارى كه از ترس خدا اشك مىبارد . - عبادتت عارى از رياست و طبعت از هواى نفس به دور . - شعرت ، همچون جام باده ، صاف و لطيف ، و جامع همهء ارزشهاى شعرى است . - در نبرد با دشمنان ، قوىدل و دلير هستى و در ظلمت حوادث ، شاداب و خوشرو . - احسان تو ستايش بىرياى سخنگويان را برمىانگيزد ، و نيزهء آهنين اراده‌ات همواره
هامش
( 1 ) . سلم و ضال دو نوع درخت هستند .