تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
پنهان مىدارد . - تاريكى شبانه از آن گلهاى وصال كه جان را زنده مىسازد ، پاسدارى مىكند . - بسا شبا كه تا به صبح با تاريكىاش ساختم و با عشق پاك بىآلايشم آن را به‌سر آوردم . - تا آنگاه كه شهابها ناپديد گشتند و اختران رو به افول گذاشتند . - و صبح با فروغ تابناكش دامن گسترد و تاريكى با پرتوافكنىاش كنار رفت . - و مرا از ترس دشمنان نجات داد و رامشگهى خلوت آماده نمود . - همين شب هرگاه فراگير شود ، بزم دل‌انگيز انس و الفت شكل مىگيرد . - اين شب است كه پيش از اين ، موسى از جانب طور به استقبال نور رفت . - او به اميد دريافت پاره‌آتشى پيش رفت تا به نزديكى آن آتش رسيد . - و از كنار غربى ساحل ندايى شنيد كه منم پروردگار ، آن آفرينندهء بزرگ و بىهمتا . - رمز و راز آتش موسى همانا حيدر ، اين دانشور بليغ باكفايت است . - شيرى شرزه كه چون درآوردگاه حمله مىبرد ، يلان از صولتش مىگريختند و پراكنده مىشدند . - هرگاه جنگى رخ مىداد ، مردانه برمىخاست و هرگز پشت نمىكرد . - چه پهلوانانى كه با تيغ او تكه‌تكه شدند و چه گرگهايى كه به نيروى بازوانش قطعه قطعه گرديدند . - او پسرعموى مصطفى ، و كسى است كه از درختستان وجودش بهترين نهالها سركشيده است . - گنجينهء علم الهى و آفتاب هدايت است كه فروغ رخشانش هرگز كاستى نپذيرد . - او مهبط وحى است كه كسى به پايهء فضل او نمىرسد و خرد و وهم به كنه ذاتش پىنمىبرد . - او دنيا را طلاق داد و هرگز بدان خشنود نشد و هرگز به خوراك و پوشاك دل خوش نداشت . - شبها را با عبادت و تقديس خدا به روز مىآورد ، و محراب و منبر به وجودش مباهات