پنهان مىدارد .
- تاريكى شبانه از آن گلهاى وصال كه جان را زنده مىسازد ، پاسدارى مىكند .
- بسا شبا كه تا به صبح با تاريكىاش ساختم و با عشق پاك بىآلايشم آن را بهسر آوردم .
- تا آنگاه كه شهابها ناپديد گشتند و اختران رو به افول گذاشتند .
- و صبح با فروغ تابناكش دامن گسترد و تاريكى با پرتوافكنىاش كنار رفت .
- و مرا از ترس دشمنان نجات داد و رامشگهى خلوت آماده نمود .
- همين شب هرگاه فراگير شود ، بزم دلانگيز انس و الفت شكل مىگيرد .
- اين شب است كه پيش از اين ، موسى از جانب طور به استقبال نور رفت .
- او به اميد دريافت پارهآتشى پيش رفت تا به نزديكى آن آتش رسيد .
- و از كنار غربى ساحل ندايى شنيد كه منم پروردگار ، آن آفرينندهء بزرگ و بىهمتا .
- رمز و راز آتش موسى همانا حيدر ، اين دانشور بليغ باكفايت است .
- شيرى شرزه كه چون درآوردگاه حمله مىبرد ، يلان از صولتش مىگريختند و پراكنده مىشدند .
- هرگاه جنگى رخ مىداد ، مردانه برمىخاست و هرگز پشت نمىكرد .
- چه پهلوانانى كه با تيغ او تكهتكه شدند و چه گرگهايى كه به نيروى بازوانش قطعه قطعه گرديدند .
- او پسرعموى مصطفى ، و كسى است كه از درختستان وجودش بهترين نهالها سركشيده است .
- گنجينهء علم الهى و آفتاب هدايت است كه فروغ رخشانش هرگز كاستى نپذيرد .
- او مهبط وحى است كه كسى به پايهء فضل او نمىرسد و خرد و وهم به كنه ذاتش پىنمىبرد .
- او دنيا را طلاق داد و هرگز بدان خشنود نشد و هرگز به خوراك و پوشاك دل خوش نداشت .
- شبها را با عبادت و تقديس خدا به روز مىآورد ، و محراب و منبر به وجودش مباهات
الغدير ( فارسى ) — صفحة 536
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٣٦