- بهار فرش زيباى گلها را بر زمين بگسترد و بوى خوش عطر « دارى » « 1 » را در جهان پراكند .
- دختران شاخ با جنبش نسيم به رقص و پايكوبى برخاستند .
- و پرندگان همچون خوانندگانى بر فراز شاخساران سرود بىمانند سر دادند .
- و سايهء درختان كه بر روى جويباران مىخزد ، گويى رخ نيكوان را به نمايش مىگذارد .
- پس بشتاب كه بادهء اندوهگسار بنوشيم ، و هرگز پى عذر و بهانه مگرد .
- بادهء تازه و مسرتبخشى كه حبابهايش دستبند سيمبران را ماند .
- يا مانند حروفى است كه به دست مرد برجستهاى همچون ابن بشاره به خوبى و زيبايى نوشته شده است .
- در خطوط چهرهاش آب خوشرويى همواره جارى است ، اما در پيش دشمنان آتش قهرش شعله مىكشد .
- سرورى كه در افق مكارم ، همچون ماه مىتابد و گره بر ابروان نمىآورد .
- با شادى و خوشرويى آرزوى آرزومندان و دوستان را برمىآورد ، و با آتش قهر و غضب آرزوى دشمنان را مىگدازد .
- رادمردى خردمند كه مادر فضايل چون او در روزگاران نزاده است .
- هوشمندى كه انگشتان هنرمندش پرده از رخ عروس معانى برداشته است .
- اما دريغا كه گردش روزگار ، آرزومندان جوارش را از نزديكى به او بازداشته است .
- نعمتهايى در وجود اوست كه همچون باران پربركتى به همهجا مىرسد ، بىآنكه آسيبى برساند .
- و چهرهاش چون باغهاى بهارى ، شكفته و شاداب است كه هيچ پژمانى و افسردگى نمىبيند .
- و تا زمانى كه حوادث و خطرات عالم چنگ بر جان مردم مىزند ، با سلاح قلم به
هامش
( 1 ) . دارى به معنى عطرفروش ، و منسوب به دارين ، محلى در بحرين است كه از هند به آنجا عطر مىآوردند .