و از اشعار ديگر اوست :
- سلامى همچون گلهاى باغ كه شبنم بر رخش نشسته باشد و سلامى همانند مرواريد كه دريا آن را دربرگرفته است ، مخصوص آن سرورى باد كه فرزند بشاره است ، آن كسى كه شعر ، از بيان فضلش شكوفا مىشود .
- آن ابر بخشش كه همت و انديشهاش از اختران آسمان فراتر رفته و همهء عالم را برده و چاكر خويش كرده است .
- آن جوانمردى كه گوى سبقت را در مكارم از ديگران ربوده و دانشهايى را اندوخته است كه به شمار نمىآيد .
- دانشمندانى چون قطب الدين ، رازى ، عضد الدين و صدر را در مقايسه با او چه مقامى تواند بود ؟
- مناقبى تابنده و مواهبى چون ابر بارنده دارد . منازلش همه سرسبز ، و شمشيرهايش همه سرخرنگ است .
- در سبقت بر دانشوران ، همهء راههاى فضيلت را پيموده و با همت والاى خويش بر مسند افتخار نشسته است .
- اكنون بايد بگويم كه از پس دورى و فراق شما ، احوال من مانند باغهاى اندوهزايى است كه از فراق باران پژمرده است .
- خدا مىداند كه چه شبهاى خوبى در محضر شما سپرى شده است ، و گلها هرگز از تماشاى باغ وصل شما دل نكندهاند .
- سرچشمهء اين لذتها چقدر صاف و خوشگوار است و تماشاى آن ، خاشاك از ديدگانم مىربايد و مرا شادابى و تازگى مىبخشد .
- مباد كه يك روز از نوشتههاى شما محروم و بىبهره مانم ، چرا كه انتشار آثار شما مردگان را زنده مىكند .
او را نيز شعر ديگرى است كه در آن به مدح ابن بشاره پرداخته و عيد قربان را به دو تهنيت گفته است :
الغدير ( فارسى ) — صفحة 530
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٣٠