دربارهء آنان دستخوش سرزنش هيچ سرزنشگرى نشويد . اينان اگر بر شما مسلط شوند ، دين و دنياتان را خراب خواهند كرد ، همانها كه يكايكشان را مىشناسيد و آزمودهايد . به خدا از اينكه عليه شما همداستان شدهاند ، قصدى جز شر و آسيب رسانى ندارند . از خداى بزرگ براى خودم و براى شما آمرزش مىطلبم . « 1 »
4 - عمار ياسر در نطقى در صفين مىگويد : اى بندگان خدا ! همراه من به سوى جماعتى روانه شويد كه به ادعاى خويش ، در پى خونخواهى كسى هستند كه بر خود ستم مىورزيد و بر بندگان خدا ، به وسيلهاى جز آنچه در كتاب خدا هست ، حكومت مىكرد . او را مردان صالحى كشتند كه تجاوزگرى را تقبيح مىنمودند و به احسان و نيكوكارى امر مىكردند . اينهايى كه اگر زندگى دنياشان در امان باشد ، به زوال اين دين هيچ اهميتى نمىدهند . پرسيدند : چرا او را كشتيد ؟ گفتيم : به سبب بدعتهايش . گفتند :
هيچ بدعتى مرتكب نگشته است . اين را از آن جهت گفتند كه او ايشان را بر مال و منال دنيا مسلط كرده بود ، به طورى كه مىخوردند و مىچريدند و اگر كوهها بر سرشان فرو مىريخت ، به خود نمىآمدند .
به خدا فكر نمىكنم اينها در پى خونخواهى او باشند ، زيرا مىدانند كه او ظالم بوده است . اينها مزهء لذايذ دنيا را چشيدهاند و از آن خوششان آمده و خواهان دوام و ادامهاش شدهاند و ضمنا فهميدهاند اگر صاحب حق يا مجرى قانون اسلام دستش به آنها برسد ، ميان آنها و آنچه مىخورند و مىچرند ، مانع و حايل خواهد گشت . البته ، آنان سابقهء درخشانى در اسلام ندارند كه به وسيلهء آن در خور فرمانروايى و حكومت گردند و مردم از آنان اطاعت نمايند . ناچار پيروان خود را با اين سخن گول زدهاند كه پيشواى ما بناحق و مظلومانه كشته شده است ، تا به اين وسيله ديكتاتور و پادشاه بشوند . اين حيلهء بدخواهانهاى است كه به وسيلهاش بدين موقعيت رسيدهاند كه مىبينيد ، و اگر اين حيله نبود از مردم حتى دو نفر هم با اينها بيعت نمىكردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . كتاب صفين 279 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 10 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 485 .
( 2 ) . كتاب صفين 361 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 21 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 504 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 123 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 266 . متن از كتاب صفين ابن مزاحم است .