تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
- آنگاه از روى طمع و در عين آگاهى دنيا را برگزيدم و در اين كار هيچ برهانى نداشتم . « 1 » همو در جاى ديگر گويد : - اى معاويه ! دينم را به تو نمىدهم بىآنكه دنيا را به دست آورم ؛ بنابراين ، بنگر كه چه خواهى كرد . - اگر مصر را به من بدهى ، معاملهء پر سودى كرده‌ام و چيزى را به دست آورده‌ام كه مايهء سود و زيان است . - دين و دنيا ، برابر و همسنگ نيستند و من در حالى دادهء ترا مىستانم كه سرافكنده و زيانكارم ! « 2 » 8 - محمد بن مسلمهء انصارى در نامه‌اى به معاويه مىنويسد : تو به جان خودم ، جز در پى دنيا نرفته‌اى و جز پيروى هواى نفس نكرده‌اى . اگر عثمان را پس از مرگ يارى مىدهى ، او را به هنگام زندگى خوار گذاشته‌اى . « 3 » 9 - نصر بن مزاحم مىنويسد : وقتى در قبيلهء عك و اشعرون براى معاويه شرط كردند كه حقوق و مواجبى در ازاى بيعت با او براى آنان مقرر نمايد و مقرر نمود « 4 » ، از اهالى عراق هركه بيمار دل بود ، طمع به معاويه بست و چشم به او دوخت ، به طورى كه اين حالت در ميان مردم سرايت كرد و شايع گشت و چون خبر آن به على رسيد ، ناراحت و متنفر شد . منذر بن ابى حميصهء وادعى « 5 » كه از قهرمانان و شاعران قبيلهء همدان بود ، به خدمت وى آمده ، گفت : اى امير المؤمنين ! در قبيلهء عك و اشعرون از معاويه حقوق و مواجب خواستند و به آنها داد و با اين عمل دينشان را به دنيا فروختند ، در حالى كه ما آخرت را به جاى دنيا اختيار كرده و به آن دل خوش ساخته‌ايم و به عراق به جاى شام و به تو به جاى معاويه . به خدا قسم ، آخرت ما بهتر از دنياى آنهاست و عراقمان بهتر از شام آنها و اماممان هدايت يافته‌تر از پيشواى آنها . بنابراين ، به وسيلهء ما جنگ را آغاز كن و
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 141 ، 142 . ( 2 ) . همان : 2 / 143 . ( 3 ) . كتاب صفين 86 . ( 4 ) . ر ك : كتاب صفين 493 . ( 5 ) . منسوب به وادعه شاخه‌اى از قبيلهء همدان .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 88 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى