تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
اطمينان داشته باش كه ترا يارى خواهيم كرد و ما را به جانبازى و مرگ وادار ساز . آنگاه در اين‌بار چنين سرود : - قبيلهء عك مواجب خواستند و قبيلهء اشعر خواستار خلعت و پاداش گشتند . - دين را به خاطر گرفتن مواجب و خلعت رها ساختند و با اين كار ، بدل به بدترين موجودات گشتند . - و ما پاداش نيك از خدا طلبيديم و پايدارى و نيت و تصميم راسخ در جهاد را . - بدينسان هريك از ما به آنچه طلب كرد و آرزو نمود ، رسيد و همهء ما سرپيچى را گناه مىشماريم . - مردم عراق در هنگامهء نبرد و آنگاه كه سپاهيان به هم آويزند ، بهتر و برتر از ديگرانند . - و چون بلا و گرفتارى مردمان را فراگيرد ، مردم عراق پر تحمل‌تر از ديگرانند . - اى صاحب ولايت و اى وصى پيامبر ! هركه از ميان ما در راه خدا دوست و حامى تو نباشد ، از ما نيست . على در جوابش گفت : آفرين بر تو و رحمت خدا ! و بر او و بر قبيله‌اش آفرين خواند . خبر سرودهء وى به معاويه رسيد ، گفت : به خدا اشخاص مورد اعتماد على را با پول به طرف خود متمايل خواهم ساخت و آنقدر پول در ميانشان پخش خواهم كرد تا دنياى من بر آخرت او چيره گردد . « 1 » 10 - مولا امير المؤمنين به معاويه مىنويسد : بدان كه تو داعيهء مقامى را دارى كه نه از لحاظ سابقه و نه از حيث ولايت شايستگى احراز آن را دارى ، و نه دربارهء آن به كار مشخصى استناد مىنمايى كه امتيازى براى تو ثابت نمايد ، و نه شاهدى از قرآن به نفع تو وجود دارد ، و نه وصيتى از رسول خدا كه آن را دربارهء خود ادعا كنى . بنابراين ، آنگاه كه تو از دنيايى كه در آنى و از زرق و برقش شادان و به لذايذش متكى و مطمئن ، بر كنده شوى و با دشمنى سخت كوش و پر اصرار واگذاشته شوى ، چه خواهى كرد با وجود آنچه در درونت مىگذرد از دنياپرستى و دنيادارى ؟ و مسلم است كه دنيا ترا به سوى
هامش
( 1 ) . كتاب صفين 495 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 293 .