ساخته و حلالش را حرام نمودهاند ، و شيطان نظرشان را به خود جلب كرده و به آنها وعدههاى پوچ داده و آرزوها به دلشان افكنده است تا سرانجام ، آنان را از راه به در كرد و به انحطاط و پستى كشاند و دنياپرست گردانيد تا آنجا كه اكنون بر سر زندگى دنياشان با چنان علاقهاى مىجنگند كه ما به آخرت داريم . « 1 »
2 - مرقال نيز مىگويد : اى امير المؤمنين ! ما اين جماعت را بدقت مىشناسيم . اينها با تو و پيروانت دشمنند و با هركه در پى فرآوردههاى دنيا باشد ، دوستند . اينها با تو در جنگ و ستيزند و بر سر دنيا و حفظ آنچه در چنگ دارند ، از هيچ كوششى فروگذار نيستند ، و هيچ مقصودى جز دستيابى بر مال و جاه و لذت دنيا ندارند ، جز اينكه جاهلان را با شعار خونخواهى عثمان مىفريبند ، دروغ مىگويند و براى خون او بسيج نگشتهاند ، بلكه در پى دنيايند . « 2 »
3 - يزيد بن قيس ارحبى در نطقى مىگويد : مسلمان كسى است كه دين و نظريهاش را سلامت نگهدارد . اين جماعت به خدا قسم بر سر برقرارى دينى كه معتقد باشند ما تباهش كردهايم ، نمىجنگند يا در راه احياى حقى كه معتقد باشند ما آن را ضايع و تعطيل كردهايم . فقط بر سر اين دنيا به جنگ ما برخاستهاند و مىخواهند در دنيا ديكتاتور و پادشاه باشند . اگر بر شما چيره شوند كه خدا چنين روزى را نياورد ، كسانى مثل سعيد « 3 » و وليد « 4 » و عبد اللّه بن عامر « 5 » نابخرد بر شما فرمانروا خواهند گشت كه يكى از ايشان در انجمنش حرفهاى نامربوط مىزند و مال خدا را برگرفته ، مىگويد كه اين كار گناه و اشكالى ندارد ، پندارى ارث پدرش باشد . چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ اين مال خداست كه به قدرت شمشير و نيزه به تصرفمان درآورده است . اى بندگان خدا ! با اين جماعت ستمگرى كه به موجب چيزى غير از وحى خدا حكومت مىكنند ، بجنگيد و
هامش
( 1 ) . كتاب صفين 125 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 282 ؛ جمهرة الخطب : 1 / 151 .
( 2 ) . كتاب صفين 103 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 278 .
( 3 ) . سعيد بن عاص بن اميه ، استاندار مدينه از جانب معاويه .
( 4 ) . وليد بن عقبهء شرابخوار ، برادر مادرى عثمان .
( 5 ) . عبد اللّه بن عامر كه سه سال از طرف معاويه فرماندار بصره بود .