تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
نخستين خويش بديده و بشناخته و آن را پيمودن گرفته و با اين حكام بر حق و بر راه راست دين بيعت كرده است ! در اينجا كسى نيست كه از اين مرد بپرسد چه كسانى با بيعت و جانبدارى خويش از راه به درگشته و ره گم كرده‌اند ؟ آيا كسانى كه با امير المؤمنين على عليه السّلام بيعت كردند ؟ كه ايشان اصحاب عدل و درستكار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده‌اند ، چون مجاهدان بدر و مهاجران و انصار و توده‌اى از مردان صالح و جمعى از تابعان و رجال مقيم مدينه و ديگر شهرهاى بزرگ كشور اسلامى ؛ يا نه ، آنها كه با تجاوزگران بيدادگرى چون معاويه و يزيد و عبد الملك و حجاج بيعت كردند ؟ يعنى آن اوباش شام و بىسر و پايان بيابانگرد و بقاياى قبايل مشرك و مهاجم و بدخواه و جاه‌طلبان و شهوت پرستان و كامجويان و دنياپرستان . فكر مىكنيد لجاجت و حق ناپذيرى ، پسر عمر را وامىدارد كه حرف اول را به زبان آورد در همان حال كه گفتار گهربار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را با دو چشم خويش مىبيند كه اگر على را عهده‌دار حكومت سازيد ، خواهيد ديد كه راهنمايى راه دين يافته است و شما را به راه راست مىبرد . و اگر على را به فرماندهى برداريد - و مىدانم كه برنمىداريد - خواهيد ديد كه راهنمايى راه دين يافته است و شما را به راه راست مىبرد . و هرگاه على را به خلافت بگماريد - و مىدانم كه نمىگماريد - خواهيد ديد كه راهنمايى راه دين يافته است و شما را بر طريق درخشان هدايت وامىدارد . « 1 » يا پسر عمر دستخوش انصاف مىشود و بىاختيار و ناخودآگاهانه زبان به دومى مىگشايد و با اين اعتراف بر بيعت‌هايى كه با ديگران مرتكب گشته ، خط بطان مىكشد و اقرار به ناروايىاش مىنمايد ؟ همچنين عقيدهء عجيبى اظهار داشته با اين حرف كه جوانان قرشى بر سر قدرت سياسى با همديگر مىجنگند و در پى مال دنيايند ، در حالى كه مىداند حرفش شامل دو طرف مىشود : يكى امير المؤمنين على و اصحابش كه دنيا ، چنان كه خودش فرموده و
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 13 .