تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
خواند « 1 » ، چه نماز پذيرفته‌اى و چه دعاى مستجابى كه ستمگرى زشتكار و بىايمان بخواند !

بهانهء ديگر پسر عمر

پسر عمر ، بهانهء ديگرى هم آورده است . ابو نعيم از طريق نافع از پسر عمر چنين روايت كرده است كه مردى پيش او آمده ، گفت : تو پسر عمرى و مصاحب رسول خدا ، چه باعث شد كه از شركت در جهاد داخلى خوددارى كردى ؟ گفت : اين‌كه خداى متعال ريختن خون مسلمان را برايم حرام گردانيده است و فرموده : با آنان بجنگيد تا فتنه از ميان برخيزد و دين براى خدا باشد . ما اين كار را كرديم و با آنها جنگيديم تا دين براى خدا گشت ؛ اينك شما مىخواهيد بجنگيد تا دين براى غير خدا باشد . « 2 » ابو نعيم نيز از طريق قاسم بن عبد الرحمن روايت كرده است كه در نخستين شورش داخلى به پسر عمر گفتند : آيا به جنگ برنمىخيزى ؟ گفت : وقتى بتها ميان ركن و در كعبه بود ، جنگيدم تا خداى عز و جل آنها را از عربستان بزدود ؛ اينك من مايل نيستم با كسى كه به يگانگى خدا اقرار دارد ، بجنگم . « 3 » بگذار پسر عمر خودش را دين‌شناس‌تر از همهء اصحاب ، از مهاجران پيشاهنگ گرفته تا انصار بداند ، از آنان كه در آن كشمكش دوشادوش امير المؤمنين على عليه السّلام جنگيدند ، اما آيا خودش را از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هم دين‌شناس‌تر مىپندارد كه به اصحابش دستور داد در آن كشمكش ، امير المؤمنين على عليه السّلام را يارى نمايند و به پشتيبانى او برخيزند و به على عليه السّلام دستور داد تا كمر به آن جنگ‌هاى خونين ببندد و از پا ننشيند ؟ بنابراين ، آيا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با علم به اين‌كه دو طرف جنگ داخلى اهل توحيد هستند ، دستور داد همراه على عليه السّلام بجنگند يا بدون اطلاع از آن دستور داد كه خون مسلمانان را بريزند ؟ پناه بر خدا ! توبه به درگاه خدا ! آيا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىدانست كه نتيجهء آن جنگ اين خواهد شد
هامش
( 1 ) . الاستيعاب : 1 / 369 ؛ اسد الغابة : 3 / 230 . ( 2 ) . حلية الاولياء : 1 / 292 . ( 3 ) . همان : 1 / 294 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 80 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى