9 - نيز خطاب بديشان : من با هركه با شما بجنگد ، در جنگم و با هركه با شما در آشتى باشد ، در آشتىام .
10 - همو در حالى كه آنان در چادرى گرد هم بودند ، خطاب به مسلمانان فرمود : اى تودهء مسلمانان ! من با هركس كه با اهل آن چادر در آشتى باشد ، آشتىام و با هركس كه با ايشان در جنگ باشد ، در جنگم . من دوستدار آنم كه دوستشان بدارد . جز نيكبخت پاكزاد دوستشان نمىدارد و جز بدبخت بد نژاد با آنان دشمنى نمىورزد .
11 - در حالى كه بازوى على را گرفته بود ، فرمود : اين فرماندهء نيكان است و در ستيز با زشتكاران بيدادگر ؛ هركه يارىاش كند ، پيروز است و هركه دست از او كشد ، خوار ماند . « 1 »
12 - در حجة الوداع در حضور يكصد هزار نفر يا بيشتر فرمود : هركه من مولاى اويم ، اين على مولاى اوست . خدايا هركه او را دوست مىدارد ، دوستش بدار ، و هركه او را دشمن مىدارد ، دشمنش بدار ؛ يارش را يارى كن ، و بدخواهش را خوار و بىدفاع گذار ؛ دوستش را دوست بدار ، و بر دشمنش خشم گير ، و حق را با او بگردان و به هرسو كه بگردد . « 2 »
از اين گونه احاديث كه فراوان است و زبانزد خاص و عام ، به همين مقدار بسنده مىكنيم .
آيا پسر عمر ، از همهء احاديث و سخنهاى راهنمون به دور بود كه پنداشت شركت در آن مجاهدات ، دخالت در جنگى دنيوى يا فتنه و آشوب داخلى است كه حق از باطل و راه درست از ناصواب آشكار و متمايز نيست و جنگى است بر سر سلطنت و حكومت ؟ « 3 » يا آن سخنهاى گهربار را شنيده بود و با علم به آن در سكوت و بىطرفى و بىمبالاتى خويش لجاجت مىنمود و آن احاديث را نشنيده مىگرفت و گوش هوشش را به كرى مىزد ؟ در هردو صورت ، در برابر نص و دستور صريح به اجتهاد و اتخاذ رأى
هامش
( 1 ) . احكام القرآن ، جصاص : 1 / 560 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 145 ، 180 ، 183 ، 310 .
( 3 ) . ر ك : مسند احمد حنبل : 2 / 70 ، 94 ؛ سنن بيهقى : 8 / 192 .