دم تيغ خواهى گذراند .
چون چشمش به على عليه السّلام افتاد ، به ام سلمه فرمود : اين به خدا پس از من با بيدادگران و پيمان شكنان و از دين به درشدگان خواهد جنگيد .
همو به على عليه السّلام وصيت كرد كه پس از وى با بيدادگران و پيمان شكنان و از دين به درشدگان بجنگد . « 1 »
به يارانش فرمود : در ميان شما كسى هست كه همانگونه كه من بر سر نزول قرآن جنگيدم ، بر سر تأويل و تفسيرش خواهد جنگيد . ابو بكر پرسيد : او منم اى رسول خدا ؟
فرمود : نه . عمر پرسيد : او منم اى رسول خدا ؟ فرمود : نه ، بلكه آن كفشدوز است ، و در آن حال كفشش را داده بود على بدوزد . « 2 »
به عمار ياسر فرمود : ترا دار و دستهء تجاوز كار داخلى خواهند كشت و سرانجام ، دار و دستهء معاويه او را كشتند .
ابو ايوب انصارى و ابو سعيد خدرى و عمار ياسر گفتهاند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ما دستور داد با پيمان شكنان و بيدادگران و از دين به در شدگان بجنگيم . پرسيديم : اى پيامبر خدا ! دستور مىدهى همراه چه كسى با آنها بجنگيم ؟ فرمود : همراه على بن ابى طالب .
گرفتيم پسر عمر ، هيچيك از اين همه حديث مسلم و ثابتى كه از پيامبر اكرم رسيده ، نشنيده باشد ، آيا اين را هم نشنيده و نديده و باور نكرده بود كه تودهء عظيمى از مجاهدان بدر و اصحاب عالىقدر و پيشاهنگ ، عليه پيمان شكنان و بيدادگران مىجنگيدند و سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در وجوب شركت در جهاد و جنگ عليه آنها بر زبان داشتند و به بانگ بلند نشر مىنمودند و مىگفتند : آنان را به جنگ عليه اين دار و دستههاى گردنكش دعوت و تحريض كرده است ، بر ضد آنها كه عليه امام پاك و بر حق قيام كردهاند .
كدام جنايت و گناه بالاتر از اين هست كه پسر عمر مرتكب گشته با نوشتن اين مطلب
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 192 - 195 .
( 2 ) . همان : 7 / 132 .