تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
در نامه‌اى به معاويه كه على كارى پيش آورده كه درباره‌اش پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به ما وصيت و سفارشى ننموده است و به همين جهت ، من متوسل به عدم حركت گشتم و انديشيدم كه اگر اين هدايت و بر طريق دين بود ، فضيلتى را ترك كرده‌ام و هرگاه ضلالت و از طريق دين به در بود ، از شرى نجات يافته‌ام . « 1 » مگر بانگ رساى پيامبر گرامى به گوش پسر عمر نخورده بود كه فرمود : 1 - على با حق است و حق با على ، و هرگز از هم جدا نخواهند گشت تا در قيامت كنار حوض كوثر با من ملاقات نمايند . 2 - على با حق است و حق با او و بر زبانش ، و حق آنجا مىگردد كه على بگردد . 3 - خطاب به على : حق با تست و حق بر زبانت روان و در دلت جايگزين و بر چهره‌ات نمودار است ، و ايمان چنان با گوشت و خونت آميخته است كه با گوشت و خونم آميخته . 4 - اشاره به على : حق با اوست ، حق با اوست ، به هرسو كه او بگردد ، حق مىگردد . 5 - على با قرآن است و قرآن با وى ، از هم جدا نمىشوند تا كنار حوض كوثر با من ملاقات نمايند . 6 - خطاب به على : گوشتت گوشت من است و خونت خون من ، و حق هماره با تست . 7 - پس از من فتنه‌اى به وقوع خواهد پيوست ، چون به وقوع پيوست ، دور على بن ابى طالب را بگيريد ، زيرا او اولين كسى خواهد بود كه در قيامت با من ديدار خواهد كرد و او صديق اكبر است و فاروق اين امت كه حق را از باطل تميز مىدهد و جدا مىسازد ، و او رهبر محبوب مؤمنان است و ثروت رهبر دلخواه منافقان . « 2 » 8 - خطاب به على عليه السّلام و همسر و دو فرزند گرامىاش : من با هركه بجنگيد ، در جنگم و با هركه در آشتى باشيد ، در آشتىام .
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 76 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 260 . ( 2 ) . الاستيعاب : 2 / 657 ؛ الاصابة : 4 / 171 .