تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
دربارهء اين روايت تاريخى مىگويد : روايتى صحيح است به دليل اين‌كه مجاهد بن جبر ، رضى اللّه عنه ، به موجب روايتى كه از طريق ابو سهل احمد قطان ، از اعمش در دست مىباشد ، مىگويد : به خدا من شنيدم كه حجاج بن يوسف مىگفت : از عبد هذيل ، يعنى عبد اللّه بن مسعود در شگفتم كه ادعا مىكند قرآنى را كه از جانب خداست ، مىخواند . به خدا آن فقط يكى از سرودهاى رزمى و ساخته‌هاى ادبى اعراب است . به خدا اگر دستم به عبد هذيل مىرسيد ، گردنش را مىزدم . « 1 » البته ، در روايت ابن عساكر اين جمله افزوده شده است : گردنش را مىزدم و با دندهء خوك هم كه شده ، آن را از حلقش بيرون مىكشيدم . ابن عساكر مىنويسد : حجاج در نطقى چنين گفت : از خدا تا مىتوانيد بپرهيزيد ، زيرا در آن اجرى نيست ، و فرمان امير المؤمنين عبد الملك را به گوش گيريد و اطاعت كنيد ، زيرا در آن اجر و پاداش هست . به خدا اگر به مردم دستور بدهم كه از در معينى از درهاى مسجد بيرون روند ، امّا از در ديگر بيرون روند ، خون و مالشان برايم هدر خواهد بود . « 2 » خود پسر عمر حديث پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را دربارهء ثقفىاى دروغساز و تبهكار نقل و روايت كرده است ، يا اين حديث را كه در قبيلهء ثقيف ( قبيلهء حجاج بن يوسف ) دروغسازى تبهكار هست « 3 » ، و متقدمان و متأخران همداستانند بر اين‌كه تبهكار مورد اشاره همان حجاج بن يوسف ثقفى است . جاحظ مىنويسد : حجاج در كوفه نطق كرد و از كسانى ياد نمود كه به مدينه به زيارت مزار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىروند ، آنگاه گفت : مرگ بر اينها كه به گرد پاره‌هاى چوب و استخوان پوسيده طواف مىكنند ! چرا نمىروند به گرد كاخ امير المؤمنين عبد الملك طواف كنند ؟ مگر نمىدانند خليفهء خدا بهتر و برتر از پيامبر اوست ؟ « 4 »
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 556 ؛ تاريخ ابن عساكر : 4 / 69 . ( 2 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 69 . ( 3 ) . صحيح ترمذى : 9 / 64 و 13 / 294 ؛ مسند احمد : 2 / 91 ، 92 ؛ تاريخ ابن عساكر : 4 / 50 . ( 4 ) . النصايح ، ابن عقيل 81 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 73 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى