تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
آيا اين عناصر و اين فجايع ، حاصل آن دعاى مستجاب بوده است ؟ به خدا نه . اگر به جاى اين دعا ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، نعوذ باللّه ، چنين دعا كرده بود كه خدايا او را گمراه‌كننده و گمراه شده گردان ، غير از آنچه گشته است ، نمىگشت و جز آنچه كرده است ، نمىكرد . اگر واقعا پيامبر اكرم چنين دعايى كرده بود و چنين چيزى ذره‌اى صحت مىداشت ، قطعا مردانى چون مولاى متقيان و دو فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبى و امام حسين سيد الشهداء و اصحاب عالى مقام حق محور و دين ياورشان ، امثال ابو ايوب انصارى ، عمار ياسر و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين از آن بىخبر نمىماندند و رسول خدا به آنان سفارش نمىكرد كه با معاويه بجنگند و دار و دستهء معاويه را تجاوزكاران مسلح داخلى و منحرفان بيدادگر نمىخواند . اگر مردم پاكدامن و نيكو سيرت قرون نخستين ذره‌اى از هدايت و ديندارى در وجود معاويه سراغ مىداشتند و اثرى از آن دعاى مستجاب در او ديده بودند ، هرگز در نوشته‌ها و نطق‌ها و گفتگوهاشان او را منافق و گمراه و گمراه‌كننده نمىناميدند و با چنين اوصافى از او ياد نمىكردند . علامهء بزرگوار ابن عقيل ، دربارهء اين تمجيد و فضيلت ساختگى سخنى دارد و چه خوش سخنى است ! وى مىگويد : به فرض كه اين روايت صحيح باشد ، قراين و ادله‌اى وجود دارد كه ثابت مىنمايد خدا اين دعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در حق معاويه اجابت نفرموده است . قراين و ادلهء نامبرده در حديث صحيحى كه مسلم از قول سعد ثبت كرده ، وجود دارد آنجا كه گويد : رسول خدا فرمود : از پروردگارم سه چيز را به دعا خواستم كه دو تا را به من عطا فرمود و يكى را نه . از پروردگارم خواستم كه امتم را با قحطى به هلاكت نرساند ، و اجابت فرمود . خواستم امتم را با فرو رفتن در آب به هلاكت نرساند ، و اجابت فرمود . بالاخره ، خواستم كارى كند كه افراد امتم به يكديگر آزار و آسيب نرسانند و زور خويش را عليه يكديگر به كار نبرند ، و اين را اجابت نفرمود . « 1 » از اين حديث و ديگر احاديث مىتوان فهميد كه حضرتش تا چه پايه علاقمند بوده به
هامش
( 1 ) . النصايح الكافية 167 .