يا ضحاك بن قيس را كه دستور داشت به هركه فرمانبردار على عليه السّلام است ، حملهور شود ، و فجايعى مرتكب گشت كه تاريه به ياد ندارد ؟
يا زياد بن ابيه را كه عراق را تسخير كرد و مردمان و كشتزاران را از ميان برداشت و پرهيزگاران را سر بريد و خانههاى اوليا و دوستداران خدا را بر سرشان خراب كرد و جنايات بىشمار از او سر زد ؟
يا عمرو بن عاص را كه معاويه مصر را به تيول او داد تا دين خويش به دنياى وى بفروخت ، و جنايتها و خيانتها كرد ؟
يا مروان بن حكم تبعيدى و مورد لعنت پيامبر اكرم را كه امير المؤمنين على عليه السّلام را بر سر منبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سالها لعنت مىكرد و تازه اين يكى از گناهان و تبهكاريهايش بود ؟
يا عمرو بن سعيد اشدق ، آن نافرمان و سركشى كه در ناسزاگويى به امير المؤمنين على عليه السّلام و دشمنى با او افراط مىكرد و حدى نمىشناخت ؟
يا مغيرة بن شعبة ، زناكارترين فرد قبيلهء ثقيف را كه به على عليه السّلام اهانت مىكرد و دشنام مىداد و از فراز منبر كوفه به او لعنت مىفرستاد ؟
يا كثير بن شهاب را كه معاويه به فرماندارى رى گماشته بود و به امير المؤمنين على عليه السّلام بسيار ناسزا مىگفت ؟
يا سفيان بن عوف را كه به دستور معاويه بر شهرهاى هيت و انبار و مدائن تاخت و خلقى بسيار بكشت و دارايىها چپاول كرد و نزد وى برگشت ؟
يا عبد اللّه فزارى را كه بدترين دشمن على عليه السّلام بود و معاويه او را مأمور تاخت و تاز بر سر باديه نشينان كرد تا به جنايات سهمگين دست زد ؟
يا سمرة بن جندب را كه براى جلب توجه معاويه آيات قرآن را تحريف مىكرد و در راه وى عدهء بىشمارى را كشت ؟
يا عناصر بىسر و پاى شام را كه زير هرپرچمى سينه مىزدند و معاويه افسارشان را گرفته به چاه گمراهى درانداخت ؟
الغدير ( فارسى ) — صفحة 537
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٣٧