تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥

روايت اول

ترمذى از قول عبد الرحمن بن ابى عميره حديثى منسوب به پيامبر ثبت كرده است كه مىفرمايد : خدايا ! معاويه را هدايتگر و هدايت شده گردان و به وسيله‌اش ديگران را هدايت كن « 1 » ، سپس آن را حديثى نيكو شمرده است . اينكه ابن ابى عميره ، صحابى باشد ، جاى شك و ترديد است . بنابراين ، حديثش نمىتواند صحيح به شمار آيد . به علاوه ، اين روايتش هم ثابت نگشته است . ابو عمر پس از ذكر روايت بدين عبارت : خدايا او را هدايتگر و هدايت شده گردان و او را هدايت كن و وسيلهء هدايت ساز ، مىگويد : عبد الرحمن ، روايتش مشوش است و صحابى بودنش ثابت و مسلم نيست و او شامى است . برخى گونه‌هاى اين روايت را به پيامبر منسوب نمىگردانند و سندش نيز از عبد الرحمن بالاتر نمىرود و انتسابش را به پيامبر صحيح نمىدانند . همو گويد : رواياتش ثابت نيست و صحابى بودنش به صحت نپيوسته است . « 2 » رجال سند روايت همگى شامىاند و عبارتند از : ابو سهر دمشقى ، سعيد بن عبد العزيز دمشقى ، ربيعة بن يزيد دمشقى و ابن ابى عميرهء دمشقى . تنها كسى كه آن را روايت كرده ، ابن ابى عميره است و هيچ كس جز او نقلش نكرده . به همين سبب ، ترمذى پس از اينكه آن را نيكو مىشمارد مىگويد : ناآشناست ، لكن ابن حجر چون مىخواسته مطلب نادرست و باطلى را ثابت كند ، اظهار نظر ترمذى را تحريف كرده و گفته است : ترمذى آن روايت را نيكو شمرده است ! روايتى كه فقط يكنفر نقلش كرده و آن هم مردى شامى و شامىاى ديگر از او تا رسيده به شامى سومى و چهارمى و هيچ‌يك از حديث دانان اطلاعى از آن نيافته و نقلش نكرده‌اند ، چه ارزش و اعتبارى مىتواند داشته باشد ؟ شاميان را عادت آن بود كه در فضيلت و تمجيد معاويه به هروسيله كه مىتوانند حديث وضع و روايت جعل كنند همه بىاساس و دروغ ، و از اين راه مبالغى هنگفت به جيب زنند و رضايت خاطر معاويه را جلب نمايند و مزاحم و قدردانى مقامات بالاى دستگاه
هامش
( 1 ) . جامع ترمذى : 13 / 229 . ( 2 ) . الاستيعاب : 2 / 395 .