كسى كه خدا دوست داشتنش را قرين دوست داشتن خويش و دوست داشتن پيامبرش قرار داده ، مىآزرده است ، و نيك مردان را به خاطر اينكه تن به تمايلات ضد اسلامىاش نمىسپردهاند ، به قتل مىرسانده است ، و دروغهاى شاخدار مىگفته و تهمت مىزده و بهتان مىبسته و شهادت دروغ ترتيب مىداده ، يعنى كارهايى كه قرآن با قاطعيت تحريمش كرده است . بگذريم از كارهايى چون خريد و فروش شراب و ميگسارى و رباخوارى و تغيير دادن سنتهاى الهىاى كه با نقشهء سياسى و مقاصد پليدش جور نمىآمده است و تخلف از مقررات الهى و جنايات ديگرى كه قرآن از آن نهى كرده و گناه كبيرهاش شمرده است ، چنان كه حق تعالى فرمايد : كسانى كه از مقررات خدا تخلف مىنمايند ، آنها همان ستمگرانند . « 1 »
فرض اينكه معاويه از حكم امور نامبرده بىاطلاع و جاهل بوده ، بيشتر به نفع اوست تا اين فرض كه عالم و با اطلاع از قرآن و دينشناس بوده و در عين حال ، از حكم و دستور الهى تخلف مىكرده ، و چنان كه امير المؤمنين على و جمعى از اصحاب پاكدامن و نيكو سيرت گفتهاند ، احكام الهى را پس پشت مىافكنده و پايمال مىنموده است .
اين فرض هم كه پارهاى از قرآن را آموخته و مىدانسته است ، برايش فايدهاى ندارد ، زيرا به پارهاى از دين ايمان داشته و نسبت به بخش ديگرش كافر بوده است . اگر وى چند آيه از قرآن را آموخته و دانسته بود ، رفتارش بگونهاى ديگر مىبود ، مانند اين آيات :
اگر دو دسته از مؤمنان با يكديگر جنگيدند ، ميانشان را به صلح آوريد و اگر يكى به ديگرى تجاوز مسلحانه كرد ، با آنكه تجاوز كرده است ، بجنگيد . « 2 »
كسانى كه پيمان خدا را پس از تحكيمش شكنند و آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده مىگسلند و در زمين فساد مىكنند ، لعنت و مجازات اخروى آنها راست . « 3 »
كيفر كسانى كه با خدا و پيامبرش مىجنگند و در زمين فساد مىكنند ، اين است كه
هامش
( 1 ) . بقرة 2 / 229 .
( 2 ) . حجرات 49 / 9 .
( 3 ) . رعد 13 / 25 .