تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
فضيلت معاويه پى خواهيد برد و در نتيجه ، خواهيد دانست كه معاويه را نمىتوان به خاطر جنگ‌هايش نكوهش كرد ، زيرا از روى اجتهاد خويش به آنها پرداخته است و به خاطر پرداختنش به آنها يك اجر و پاداش مىبرد ، چون مجتهد اگر خطا كند ، قابل ملامت نخواهد بود و معذور مىباشد و يك اجر مىبرد . ديگر از آنچه دليل فضيلت معاويه به شمار مىآيد ، دعايى است كه در حديث دوم آمده كه آن چيزها را آموخته و از عذاب مصون خواهد بود . شك نيست كه دعاى پيامبر مستجاب است . بنابراين ، از روى آن دعا و استجابتش معلوم مىشود كه معاويه به خاطر كارها و جنگ‌هايش نه‌تنها كيفر نخواهد ديد ، بلكه اجرى هم برده است ، اجرى كه متعلق به مجتهد خطاكار است . همچنين مىدانيم پيامبر دار و دستهء معاويه را مسلمان خوانده و آن را با دار و دستهء حسن مجتبى از لحاظ مسلمان بودن برابر نهاده و اين دليل بر آن است كه هردو دسته مسلمانند و از حرمت و حقوق مسلمانى برخوردار ، و بر اثر آن جنگ‌ها از حال مسلمانى به در نشده‌اند و هردو به يكسان از اسلام بهره‌مندند و دچار زشتكارى و عيب و نقصى نگشته‌اند ، زيرا هريك از طرفين اجتهاد و استنباطى خاص داشته كه بطلانش قطعى و مسلم نبوده است . دار و دستهء معاويه گرچه تجاوزكار مسلح داخلى بوده ، اما تجاوزكارىاش نوعى زشتكارى نبوده است ، چون از روى اجتهاد و تفسير شخصى سر زده است . همچنين دقت بايد كرد در پيشگويى پيامبر كه معاويه به سلطنت خواهد رسيد و در دستورش كه بايد نيك رفتارى كند ، و پى برد كه خلافت معاويه درست و شرعى بوده است و پس از آنكه حسن مجتبى به نفع وى از كار كناره‌گيرى كرد ، حق خلافت يافته است ، زيرا همين‌كه دستور مىدهد در سلطنت خويش نيك رفتارى كند ، دليل است بر اين‌كه سلطنت و خلافتش بر حق است و تصرفات و اعمالش به لحاظ صحت و حقانيت خلافتش درست است ، نه به لحاظ چيرگى نظامى و سياسىاش ، زيرا هركه با قدرت اسلحه بر مسلمانان مسلط و حاكم شود ، فاسق و زشتكار و قابل سرزنش است و نبايد به او تبريك گفت و پيروزىاش را مژده داد و او را به نيك رفتارى فرا خواند ، بلكه بايد او را