تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
گمراه گشته‌اند و يك دسته در عشق ورزيدن به وى يا ادعاى محبتش مبالغه كرده‌اند . گمراه‌ترينشان كسانى هستند كه او را از پيامبران بالاتر شمرده‌اند و از اين مرتبه هم فراتر ، و فروتر از ايشان كسانى هستند كه آنچه براى خويش پسنديدند ، براى وى نپسنديدند و برادران و خويشان خود را در هنگام اعطاى مقامات حكومتى بر وى ترجيح دادند ، خدا از همه‌شان درگذرد . دستهء ديگر مقام و الا و بلندش را پايين آورده و قدر وى ندانسته‌اند . گمراه‌ترين عناصر اين دسته عبارتند از خوارج كه او را بر سر منبر لعنت مىفرستند و ابن ملجم ، آن نارستگار تيره بخت امت را مىستايند و همچنين مروانيه كه خدا اين دو دسته را ريشه‌كن ساخته است . ملايم‌تر از اين دو دسته در گمراهى كسانى هستند كه او را به خاطر جنگيدن با بيعت شكنان ، خطاكار شمرده‌اند ، و حال آنكه خدا مىفرمايد : با آن دسته كه تجاوز مىكند ، بجنگيد تا به حكم خدا باز آيد . « 1 » اين آيه اگر در مورد كار امير المؤمنين صادق نباشد ، در حق چه كسى صدق مىكند ؟ وانگهى آن بيعت شكنان پس از استقرار خلافتش به قيام تجاوزكارانه عليه وى برخاستند بدون اينكه دليل و بهانه‌اى جز خونخواهى عثمان داشته باشند ، و اين را هم حضرتش پاسخ داده است ، پاسخى اسلامى و مطابق شريعت ، چنان كه گفته ورثهء عثمان بيايند و اقامهء دعوا نمايند تا من به موجب قرآن و سنت پيامبر قضاوت و آن را حل و فصل نمايم ، و اين در صورتى است كه آن روايت تاريخى راست باشد ، و گرنه باز معلوم خواهد بود كه حضرتش مثل هر مسلمان عادى طبق حكم قرآن و سنت قضاوت و دادرسى مىكند . اينكه بيايد و جمعيت انبوهى از مسلمانان را كه در جنبش عليه عثمان شركت داشتند - يعنى جمعيتى پانصد نفره يا بيشتر را كه ابن حجر در كتاب صواعق مىگويد در حدود ده هزار نفر بوده‌اند - همه را بكشد ، در حالى كه قاتل يك نفر بيشتر نباشد يا چهار يا ده نفر يا چنان كه گفته‌اند دو نفر و ابن حجر نيز همين را گفته ، چنين چيزى عاقلانه نيست . بنابراين ، تقاضاى بيعت شكنان كه مىگفتند بايد آن جمعيت به خونخواهى عثمان به قتل رسند ، باطل و بىاعتبار بود و دليل قيامشان غير موجه ، لكن شكّى نيست كه طلحه و زبير و عايشه ،
هامش
( 1 ) . حجرات 49 / 9 .