شنيدم كه فرمود : هركه على را دشنام دهد ، مرا دشنام داده باشد . « 1 »
از شرح احوال اين مجتهد نادان متوجه خواهيد شد كه مقدار علمش چيست و از اجتهاد و استنباط احكام خدا چه كم بهره است و تهيدست ، و نهتنها از فهم قرآن و سنتشناسى و دريافت ادلهء اجتهادى عاجز بوده ، بلكه به هيچ كار مفيدى در اين زمينه توفيق نيافته است . البته ، معاويه تنها كسى نيست كه از دينشناسى و فقه و اجتهاد تهيدست مانده و جاهل و بى دانش بوده است ، بلكه در اين زمينه توفيق نيافته است . البته ، معاويه تنها كسى نيست كه از دينشناسى و فقه و اجتهاد تهيدست مانده و جاهل و بىدانش بوده است ، بلكه در اين زمينه نظاير و امثالى دارد و كسان ديگرى هم هستند كه چون وى آراى انحرافى و بيگانه از دين داشته و دست به اجتهادات احمقانه و بىرويهاى زدهاند ، و آن جماعت بدعتهاى آنها را تصحيح و توجيه نموده و آراى بيگانه از قرآن و سنتشان را به بهانهء اينكه آراى اجتهادى است ، صحيح شمردهاند و همهء جناياتشان را به دليل مجتهد بودنشان از قلم انداختهاند . در گذرگاههاى غدير جمعى از اين مجتهدان را شناختيم .
مقام و منزلت اين مجتهد را كه خود را خليفهء بر حق و امام راستين مىداند ، وقتى بهتر خواهيم شناخت كه به خاطر آوريم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله او و پدر و برادرش را لعنت فرستاده است و امير المؤمنين على در قنوت نماز بر او لعنت فرستاده و ام المؤمنين عايشه در تعقيبات نمازش نفرينش كرده است ، و امام على بن ابى طالب عليه السّلام و فرزند والاگهرش امام مجتبى عليه السّلام و خداپرست صالح ، محمد بن ابى بكر به لعنت ننگآور پيامبر اكرم بر معاويه اشاره كردهاند ، و ابن عباس و عمار ياسر نيز به او لعنت فرستادهاند .
همچنين به خاطر آوريم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چون آوازش را شنيد و اطلاع دادند كه معاويه و عمرو بن عاص آواز مىخوانند ، فرمود : خدايا آنها را به فتنه درانداز ، خدايا آنها را به آتش درآور .
و چون او را با عمرو بن عاص نشسته ديد ، فرمود : هرگاه ديديد معاويه و عمرو بن عاص با همند ، متفرقشان كنيد ، زيرا آن دو به قصد خير متحد نمىشوند .
و فرمود : هرگاه معاويه را بر منبرم ديديد ، او را بكشيد . اين حديث با حديث صحيح و
هامش
( 1 ) . العلم الشامخ فى ايثار الحقّ على الآباء المشايخ 365 .