تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
رضى اللّه عنهم ، و كسانى كه به آنها پيوستند و در مرتبهء اصحاب بودند ، دچار اشتباه گشته‌اند و به قصدى پاك استنباطى خطا كرده‌اند . اما معاويه و خوارج ، قصدشان كاملا روشن بوده است . اگر على با آنها نمىجنگيد ، چه كسى مىجنگيد ؟ در گمراه بودن خوارج جز گمراه ترديدى نخواهد داشت . معاويه هم جوياى سلطنت بود و در راهش به هرتباهى و گناهى دست آلود كه آخرينش بيعت‌گيرى براى يزيد بود . بنابراين ، هركه بگويد معاويه اجتهاد كرده و به خطا رفته است ، يا از حقيقت جريانات بىخبر است و دهن بين و مقلد ، يا گمراه و پيرو هواى نفس است . خدايا ما بر اين حقيقت گواهيم . در مكه ، كتابچه‌اى ديدم كه در آن سخنى منسوب به ابن عساكر آمده بود بدين عبارت كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش‌بينى كرده است كه معاويه عهده‌دار حكومت بر اين امت خواهد گشت و كسى بر او چيره نخواهد شد ، و على ، كرم اللّه وجهه ، در اثناى جنگ صفين گفته است كه اگر اين حديث را به ياد مىآوردم يا به اطلاعم مىرسيد ، با معاويه نمىجنگيدم . گفتن چنين حرفى از كسانى كه به روى على و حسن و حسين و بازماندگانشان شمشير كشيده‌اند ، بعيد و عجيب نيست ، زيرا چنان كه در حديث آمده ، هركه از كارى خشنود باشد ، مثل انجام دهندهء آن كار است و اينها كه چنين سخنى مىنويسند از كار آنها كه به روى على و حسن و حسين شمشير كشيده‌اند ، خشنودند . عجيب اينجاست كه جماعت موسوم به اهل سنت همداستانند بر اينكه معاويه تجاوزكار داخلى بوده است و حق با على . با اين وصف ، چگونه چنين حرفى دربارهء سرانجام على و سرانجام كار حسن ، نوادهء پيامبر مىزنند ؟ همين آدم‌هايى كه جنگيدن على را با تجاوزكاران داخلى محكوم مىكنند ، كسى را كه لعنت فرستادن بر على را از فراز منابر بدعت نهاده ، تحسين مىنمايند ، بدعتى كه از همان وقت تا دورهء عمر بن عبد العزيز كه در رديف خلفاى راشدين قرار دارد ، ادامه داشته است ، با اينكه دشنام دادن به على از فراز منابر و رسم‌كردن آن از همهء گناهان سهمگين‌تر است و در مسند ام سلمه ، رضى اللّه عنها ، آمده كه گفت : آيا در جامعهء شما به رسول خدا دشنام مىدهند ؟ جواب داده شد كه نه ، پناه بر خدا ! گفت : من از رسول خدا