ثابت نيز مستحكم و مؤيد گشته است :
هرگاه براى دو خليفه بيعت گرفته شد ، نفر آخرى را بكشيد ، در حديث صحيح ديگرى چنين آمده : اگر كسى آمد و با اولين خليفهاى كه بيعت شده است ، به كشمكش برخاست ، گردنش را بزنيد .
و فرمود : از اين دره مردى سر برخواهد آورد كه در حالى كه رويهاى غير از سنتم دارد ، مىميرد . ناگهان معاويه سر درآورد . « 1 »
همچنين سخنان امير المؤمنين على عليه السّلام را دربارهء او به ياد آوريم كه فرمود :
- تو و دوستدارانت كه دوستان شيطان مطرودند ، از ديرگاه دين حق اسلام را افسانههاى قديميان خواندهايد و آن را پس پشت افكندهايد و با دست و دهانتان در صدد خاموش كردن مشعل الهى برآمدهايد ، ولى خدا كامل كنندهء نور خويش است ، گرچه كافران را ناخوش آيد . « 2 »
- تو مرا به حكم قرآن خواندى و من مىدانستم كه تو نه اهل قرآن هستى و نه خواهان حكم و دستورش .
- معاويه سبكسرى منافق است و سنگدلى پريشان عقل .
- او فاسقى بىآبروست .
- او پيشوايى دروغساز ، سرمشق انحطاط و گمراهى و خصم پيامبر خداست ؛ بدكارى بدكار زاده است و منافقى منافق زاده كه مردم را به دوزخ مىخواند .
امام على را كلمات بسيار ديگرى دربارهء اوست كه در همين جلد خوانديم .
گفتهء ابو ايوب انصارى را به نظر آوريم كه مىگويد :
معاويه پناهگاه منافقان است .
و گفتهء قيس بن سعد انصارى را كه معاويه بتى بت زاده است . به ناچار به اسلام درآمد و به اختيار از آن به درگشت . نه در ايمان سابقه دارد و نه نفاقش چيز نوظهورى است .
و گفتهء معن سلمى ، آن صحابى بدرى را كه هيچ زن قرشىاى از مردى قرشى بدتر از
هامش
( 1 ) . كتاب صفين 247 .
( 2 ) . صف 61 / 8 .