تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
براى على احترام قائل بودند ، اما چون فاطمه درگذشت ، رابطهء على با مردم تيره گشت . « 1 » قرطبى در المفهم مىنويسد : مردم در دورهء زندگى فاطمه و به احترامش على را احترام مىكردند ، چون فاطمه پاره‌اى از پيكر رسول خدا بود و على همسر و عهده‌دار زندگى فاطمه ، امام وقتى فاطمه مرد و تا آن وقت على با ابو بكر بيعت نكرده بود ، مردم آن احترام را فروگذاشتند و مانعى نديدند كه او را وادار به قبول تصميم عمومى سازند و نگذارند وحدتشان به هم بخورد . در اينجا سه احتمال بيش نيست و حقيقت در يكى از آنهاست . يكى اين‌كه صديقهء طاهره ، سلام اللّه عليها ، به يكى از وظايف اسلامى خويش عمل نكرده باشد ، يعنى به بزرگ‌ترين و مهم‌ترين وظيفه‌اى كه دين پدرش مقرر داشته است و در همان حال ، مسلمانان همگى از شهرنشين و روستايى و باسواد و بىسواد به آن عمل كرده‌اند و او ، العياذ باللّه ، در حالى كه سنت پدرش را زير پا گذاشته بوده ، از دنيا رفته باشد . ديگر اينكه آن حديث صحيح نباشد با اينكه حديث دانان شيعه و سنى روايت و ثبتش كرده و امت اسلام آن را قبول نموده و درستش دانسته است . آخرين احتمال اينكه فاطمه زهرا خلافت ابو بكر را به رسميت نمىشناخته و او را لايق آن نمىدانسته است و با مولاى متقيان امير المؤمنين على عليه السّلام هم رأى و هم عقيده بوده است . آيا مسلمان مىتواند احتمال اول را وارد بداند و بگويد دختر گرامى و باوفا و داناى پيامبر كه همسر كسى بوده كه قرآن نفس پيامبر امينش خوانده و وصى و جانشين تعيينى وى بوده است ، كارى انجام داده بر خلاف عقل و منطق و رضاى خدا و پيامبرش ؟ نه ، هيچ مسلمانى چنين حرفى نمىتواند بزند يا چنين احتمالى را وارد بداند . احتمال دوم هم وارد نيست ، زيرا پس از اينكه حديث مذكور به صحت پيوسته و حديث شناسان شرايط صحت را در آن روايات جمع ديده‌اند و سر تسليم در برابرش فرود آورده‌اند و امت هم آن را پذيرفته است ، هيچ نادانى احتمال نادرست بودن آن حديث را نمىدهد . بنابراين ، احتمالى جز سومى باقى نمىماند و يگانه حقيقت اين است كه خلافت ابو بكر را صديقهء
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى ، كتاب مغازى : 6 / 197 ؛ صحيح مسلم ، كتاب جهاد : 5 / 154 .