- هركس بدون امام بميرد ، به حال جاهليت مرده است . « 1 »
- هركس بدون اينكه امامى بالاى سرش باشد بميرد ، مردنش مردن جاهليت است . « 2 »
- هركس بدون اينكه امامى بالاى سرش باشد بميرد ، به حال جاهليت مرده است . « 3 »
- هركس در حالى بميرد كه تحت رهبرى امام جامعهاى نباشد ، به حال جاهليت مرده است . « 4 »
- هركس از فرماندهش كارى ناگوار ببيند ، بايد صبر و تحمل نمايد ، زيرا هركه گامى از مسلمانان واپس نشيند و با آنان مخالفت نمايد و بميرد ، به حال جاهليت مرده باشد . « 5 »
اين حقيقتى است كه كتابهاى حديث و صحاح و مسندها بر آن اتفاق دارند و ثابتش نمودهاند و گزيرى از پذيرفتنش نيست ، و مسلمان چارهاى جز قبولش ندارد و لازمهء مسلمانى است ، و حتى دو نفر بر سرش اختلاف نيافتهاند و هيچ كس در آن ترديدى ننموده است ، و از آن برمىآيد كه هركس بدون امام و رهبر بميرد ، بدفرجام و نارستگار خواهد بود ، زيرا به حال جاهليت مردن پستترين مردنهاست ، يعنى مردن به حال كفر و الحاد .
در اينجا نكته و مطلب دقيقى هست كه لازم است به ميان آيد و آن اين است كه فاطمهء زهرا ، صديقهء طاهره - كه به حكم قرآن ، پاك و منزه از هرگناه و لغزشى است ، و به حكم فرمايش نبوى ، خدا و پيامبر از خشمش به خشم مىآيند و به خشنودىاش خشنود مىگردند و از آزرده شدنش آزرده مىشوند - در حالى از دنيا رفته است كه بيعت كسى را كه خليفه و امام زمانش مىشمارند بر عهده نداشته و به او اقتدا نمىكرده است و شوهرش نيز مدت ششماه و در طول زندگانى همسرش از بيعت با آن به اصطلاح خليفه خوددارى نموده است . در دو صحيح مسلم و بخارى هست كه مردم تا فاطمه زنده بود ،
هامش
( 1 ) . خلاصة نقض كتاب العثمانية ، ابو جعفر اسكافى 29 .
( 2 ) . مجمع الزوائد : 5 / 224 .
( 3 ) . همان : 5 / 225 .
( 4 ) . همان : 5 / 219 .
( 5 ) . شرح السير الكبير : 1 / 113 .