ابن قاسم غزّى مىنويسد : فقه در لغت به معنى فهم است ، و اصطلاحا به معنى علم به احكام عملى شرع كه از ادلهء تفصيلى آن به دست آمده باشد . « 1 »
ابن رشد مىنويسد : احكام شريعت از چهار وجه فهميده و درك مىشود :
يكى از آنها توسط كتاب خداى عزّ و جل است كه نه از پيش روى باطل بدان راه يابد و نه از پس ، و وحى فرود آمدهاى است از خداى حكيم و ستوده . « 2 »
دومى سنت پيامبر وى است كه خدا فرمانبرىاش را با فرمانبرى خويش قرين ساخته و به ما دستور داده از سنتش پيروى كنيم و در چند جا فرموده است :
- خدا را فرمان بريد و پيامبر را . « 3 »
- هركه پيامبر را فرمان برد ، خدا را فرمان برده باشد . « 4 »
- آنچه را پيامبر عرضه مىدارد ، بگيريد و از آنچه باز مىدارد ، دست باز گيريد . « 5 »
- آنچه را كه در خانههاى شما زنان از آيات خدا و حكمت خوانده مىشود ، به خاطر آريد و مايهء پند سازيد « 6 » ، و منظور از حكم همان سنت است .
- براى شما در وجود پيامبر خدا سرمشق نيكويى هست . « 7 »
سومى اجتماع است كه خدا در صحتش مىفرمايد : هركه با پيامبر پس از روشن شدن راه هدايت به مجادله پردازد و راهى غير از راه مؤمنان بپويد ، تو از او روى بگردان تا رويگردان است و او را به جهنم درمىآوريم كه بد سرانجامى است . « 8 »
وقتى خداى عزّ و جل تهديد مىكند كه راهى غير از راه مؤمنان نپوييد ، يعنى فرمان مىدهد به پيروىكردن از راه مؤمنان ، چنان كه پيامبر خدا مىفرمايد : امتم بر گمراهى اتفاق نمىيابد .
چهارم استنباط است كه همان قياس بر مبناى اصول سه گانهء قرآن ، سنت ، و اجماع
هامش
( 1 ) . الشرح : 1 / 18 .
( 2 ) . فصلّت 41 / 42 .
( 3 ) . آل عمران 3 / 132 .
( 4 ) . نساء 4 / 80 .
( 5 ) . حشر 59 / 7 .
( 6 ) . احزاب 33 / 34 .
( 7 ) . احزاب 33 / 21 .
( 8 ) . نساء 4 / 115 .