تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
در نامهء ديگرى مىفرمايد : دربارهء كشندگان عثمان زياد حرف زده‌اى . اگر از نظرت بازگردى و دست از سركشى بردارى و تصميم عمومى مسلمانان را بپذيرى و بعد نزد من عليه آنها اقامهء دعوى و دادخواهى نمايى ، اختلاف تو و آنان را براساس قرآن حل و فصل خواهم كرد ، اما آنچه را تو مىخواهى ، فريبى بچه‌گانه است . به جان خودم اى معاويه اگر نه از روى هواى نفس ، بلكه خردمندانه بينديشى ، خواهى دريافت كه من از همه كس منزه‌تر از خون عثمانم ، و خواهى دانست كه من از او بر كنار و به دور بودم ، اما اگر بخواهى ناجوانمردانه تهمت بزنى ، آن كار ديگرى است . « 1 » ثامنا : طلحه و زبير پيش از معاويه از پى همين منظور برآمدند و همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از پرده بيرون آوردند ، و امام عليه السّلام پس از اتمام حجت با آنان جنگيد و به آنان نوشت : شما ادعا كرده‌ايد كه من عثمان را كشته‌ام . ميان من و شما آن مدنيانى داور باشند كه نه به من پيوسته‌اند و نه به شما ، تا براساس داورىشان هركس آنچه را مستحق است ، ببيند . همچنين ادعا كرده‌ايد من كشندگان عثمان را پناه داده‌ام . فرزندان عثمان موجودند . اينها سر به فرمان من فرود آرند و آنگاه نزد من عليه قاتلان پدرشان اقامهء دعوا كنند . شما دو نفر را چه به عثمان ! خواه او به حق كشته شده باشد و خواه به ناحق . در هرحال ، شما با من بيعت كرده‌ايد ، و اينك دو كار زشت را مرتكب گشته‌ايد : شكستن پيمان بيعت ، و از خانه به درآوردن مادرتان . « 2 » و به معاويه نوشت : طلحه و زبير با من بيعت كردند و بعد پيمان بيعتشان را شكستند ، و اين پيمان شكنى به مثابهء بازگشت به وضع جاهلى است . به همين جهت ، من پس از اتمام حجت با آنها جنگيدم تا حق به تحقق پيوست و حكم خدا على رغم دلخواهشان چيره گشت . بنابراين ، تصميم عمومى مسلمانان را بپذير . « 3 »
هامش
( 1 ) . الامة و السياسة : 1 / 81 ؛ العقد الفريد : 2 / 284 ؛ نهج البلاغة : 2 / 7 ، 124 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 248 و 3 / 300 . ( 2 ) . نهج البلاغة : 2 / 112 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 62 . ( 3 ) . كتاب صفين ، نصر بن مزاحم 34 ؛ العقد الفريد : 2 / 284 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 81 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 248 و 3 / 300 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 430 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى