نمىخواسته آن جماعت در گمراهىاى همداستان شوند يا چشم بسته بمانند . اين حقيقت را امير المؤمنين عليه السّلام در نامههايش به معاويه متذكر گشته « 1 » و تنى چند از اصحاب به آن استدلال نمودهاند ، مثلا صحابى بزرگ هاشم مرقال همين را حجت آورده است ، چنان كه پيش از اين ديديم « 2 » ، و نيز عمار ياسر كه قرآن و سنت از وى تمجيد نمودهاند « 3 » ، و صحابى بزرگ ابو طفيل و عبد الرحمن بن عثمان كه گفتهشان را قبلا ديديم . « 4 » بنابراين على عليه السّلام اگر آنان را پناه داده و كمك كرده و نگذاشته باشد بدخواهان به آنان تعدى نمايند ، چه گناهى كرده است ؟
خامسا : سپاه امير المؤمنين عليه السّلام يا دوستدارانش كه همگى در كشتن عثمان دست نداشتهاند يا دخالتى در حوادثى كه در مدينه و عليه حكومت وقت رخ داده است ، و فقط تنى چند از مشاهير اصحاب عادل و نيك رو به امام عليه السّلام پناه جسته بودند .
بنابراين ، پسر صخر به چه مجوزى در صدد كشتن همهء آن مردم برآمده و پس از شهادت مولاى متقيان و پيش از آن در همهء شهرستانها به تعقيب آنان همت گماشته و كشتار كرده است ؟
سادسا : وانگهى معاويه ولى خون عثمان و ذى حق در خوانخواهى او نبوده است و خونخواهان شرعى وى فرزندانش بودهاند ، و اگر فرضا حق قصاص داشتند و از تحقق آن درمانده بودند ، بايد از خليفهء وقت دادخواهى مىنمودند تا وى ، يعنى امير المؤمنين على عليه السّلام به دعواى ايشان رسيدگى و قضاوت مىكرد و او كه بنا بر نص نبوى داناترين و شايستهترين قاضى بود ، حكم خدا را به اجرا مىگذاشت .
آرى ، معاويه حق خونخواهى داشت ، اما نه حق خونخواهى عثمان را ، و مىتوانست قصاص خون خويشانش را از امير المؤمنين على عليه السّلام بخواهد . قصاص خون برادرش حنظلة بن ابى سفيان ، و جد مادرىاش عتبة بن ربيعه ، و دايىاش وليد بن عتبه بن ربيعه ،
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 158 - 164 .
( 2 ) . همان : 9 / 123 و 10 / 290 .
( 3 ) . همان : 9 / 112 .
( 4 ) . همان : 9 / 140 ، 159 .