- و به خاطر نزاعى كه ميان سعد بن ابى وقاص و او درگرفت ، چنين كردى و اكنون مثل چوپان بىرمه گشتهاى .
- آيا دربارهء حادثهاى كه به هنگام وقوعش حضور نداشتهاى و همهء خردمندان در قضاوتش درماندهاند ، از روى حدس قضاوت مىكنى .
- آن هم با استناد به گفتهء جمعى كه نه مجتهد و حاكمند و نه شاهد آنچه به تو تلقين كردهاند ، بودند .
- حرف كسانى كه حضور نداشتهاند و هرچه دلشان خواسته گفتهاند و ندانسته و از روى بىاطلاعى تهمتى زدهاند ، چه ارزشى دارد !
- اين حقيقت را نديده مىگيرى كه مردم با على پيمان بيعت بستهاند ، آن هم از روى رضا و رغبت و شادمانى .
- با كسى بيعت كردهاند كه اگر بخواهند كسى چون او بيابند تا به وى اقتدا نمايند ، هرگز نخواهند يافت .
- شايد تو فرداى رستاخيز به خاطر جنگيدن با وى بدبخت گردى . اى شرحبيل ! كارى كه تو مىكنى ، گناه كوچكى نيست ! « 1 »
بدينگونه و با چنين شهادتهاى دروغين و بهتانآميز و نامههاى جعلى ، معاويه از مردم براى جنگيدن با امير المؤمنين على عليه السّلام بيعت گرفت .
رابعا : عثمان را مهاجران و انصار و برجستهترين اصحاب عادل و نيكرو محمد و مردان مجتهدى كشتهاند كه نخست حجت را بر وى تمام ساخته و ثابت كردهاند كه در ادارهء كشور از قرآن و سنت منحرف گشته است و به حكم قرآن خونش هدر است . « 2 » بنابراين ، كسى حق ندارد از ايشان انتقام بستاند تا قصاص خون عثمان را بگيرد ، و امير المؤمنين على عليه السّلام فقط يك تن از مهاجران بوده است و با ايشان همراه و هماهنگ ، و خدا
هامش
( 1 ) . ر ك : كتاب صفين ، نصر بن مزاحم 49 - 57 ؛ الاستيعاب ، شرح حال شرحبيل : 1 / 589 ؛ اسد الغابة :
2 / 392 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 119 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 139 ، 249 ، 250 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 169 - 209 .