تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
را براى خود خريده است . - على ، وصى پيامبر خداست كه او را از ميان خاندانش برگزيده و جنگى سوار شمارهء يك پيامبر و ضرب المثل رزماورى و دلاورى است . شرحبيل چون اين نامه را خواند ، يكه خورد و به فكر فرو رفت و گفت : اين راهنمايى خيرخواهانه‌اى است براى من كه دين و دنيايم را تأمين مىنمايد . نه به خدا ، تا وقتى دربارهء اين كار ترديد و شك دارم و درست برايم روشن نشده ، عجله نخواهم كرد . اما آن جماعت توطئه چيدند و معاويه به دسيسه عده‌اى را مىفرستاد به خانه‌اش و دسته دسته مىرفتند و مىآمدند و از اهميت قتل عثمان و سنگينى گناه آن كار برايش سخن مىگفتند و على را متهم به قتلش مىكردند و شهادت‌هاى دروغ مىدادند و نامه‌هاى جعلى مىخواندند تا نظرش را برگرداندند و عزمش را جزم كردند . خبر به خويشاوندان و قبيلهء وى رسيد . پسر خواهرى داشت كه با على بن ابى طالب همرأى بود و با او بيعت كرده و از جمله شاميانى بود كه به اردوى على پيوسته بودند و مردى زاهد و پارسا بود . وى اين ابيات را بسرود : - آن نگونسار ، پسر هند ، تيرى به سوى شرحبيل پرتاب كرده كه او را خواهد كشت . - و جمعى را مهيا ساخت تا پرهيزگارى نمايند و به فريب ديگران پردازند و مسئوليت گناه خويش بر عهده گيرند . - و يمنى سبك مغزى ، يعنى شرحبيل را پيدا كرد كه پيروان خويش را چون رمه‌اى به هر سو كه آن جمع بخواهند ، مىراند . - و چون آن جمع تهمت زدند ، او تن به حرفشان سپرد و هركه خدا را خوار خواهد ، از خدا ترسى بهره نيابد . - او دين خويش مىبازد تا پسر هند كام از دنيا برگيرد ، و پسر هند پيش از اين هم دنيا خوار و دنيادار بوده است . - و از ره فريب على را متهم به قتل عثمان كردند و غائله‌ها از سر بدخواهى براى او برپا ساختند .