و خداپرستان است و خداى منزه او را براى آسيب رسانى به امام بر حق و پيشواى هدايتگر و مولاى پرهيزكاران برانگيخته است و قتل ناجوانمردانه و تبهكارانهء امير المؤمنين عليه السّلام را از الطاف و حسن تدبير الهى مىشمارد ! حال آنكه ابن ملجم سيهكار سنگدل حق ناپذيرى است كه عليه خليفه و امام وقت برخاسته و در حق امت اسلام جنايت كرده و با كشتن پيشواى امت و نفس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سهمگينترين لطمهها را بر پيكر اسلام وارد گردانيده است . او كسى است كه پيامبر بزرگوار بدبختترين عنصر نسلهاى آيندهاش شمرده است و بنا بر حديثى ديگر ، بدبختترين عنصر و معذبترين فرد بشر در قيامتش خوانده است . البته ، سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دربارهاش كه او بدبختترين عنصر است ، سبب گشته به بدبختترين عنصرى كه از قبيلهء مراد است ، ملقب گردد و شهرت يابد و در كتب حديث و تاريخ بپراكند . « 1 »
كاش مىدانستم معاويه براى اظهار خوشحالى از شهادت امير المؤمنين على عليه السّلام كدام خدا را سپاس مىگفت و شكر مىگزارد ؟ آيا خدايى را شكر مىگزارد و سپاس مىگفت كه در قرآن كريم مزد رسالت را دوست داشتن على عليه السّلام قرار داده و تعيين كرده است ؟
آيا به شكر خدايى مىپرداخت كه در واقعهء مباهله على را نفس پيامبر خويش خوانده است ؟
آيا خدايى را سپاس مىگفت كه به پيامبرش دستور مىدهد ولايت على عليه السّلام را ابلاغ نمايد و متذكر مىشود كه اگر آن را ابلاغ ننمايد ، رسالتش را به انجام نرسانده است ؟
خدايى كه ولايت على عليه السّلام را تكميل دين و اتمام نعمت و مايهء خشنودى و رضاى خويش مىشمارد ؟
خدايى كه سه حقيقت را دربارهء على عليه السّلام به پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله الهام مىكند : اينكه او سرور مسلمانان است ، و پيشواى پرهيزكاران و فرماندهء پرشكوه نيكروان .
خدايى كه به پيامبرش دربارهء على سفارش مىنمايد و مىگويد كه او پرچم هدايت است و مشعل ايمان و امام دوستدارانم و نور هركه فرمانم برد .
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 1 / 324 ، 325 .