تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
آرى ، توبه كن و رو به خدا آر تا رو به تو آرد ، زيرا كه او توبهء بندگانش را مىپذيرد و از كارهاى بد درمىگذرد و توبه‌كاران را دوست مىدارد و به پاكان محبت مىورزد . آن جوان از ميان مردم راه بازگشت گرفت و برفت . شامىاى به او گفت : آن عراقى ترا بفريفت . گفت : نه ، در حقيقت مرا از ره خيرخواهى نصيحت كرد و به را هم آورد . « 1 » معاويه تبهكار در زندگانى امام با تهمت‌هاى ناروا و تبليغات دروغ مىكوشيد اعتبار و حيثيتش را لكه‌دار سازد و پس از شهادتش همچنان به اين جنايت ادامه داد و براى عوام و مردم نادان و بىخبر چنين وانمود مىكرد كه اختلاف و جنگش با آن حضرت مبناى دينى داشته و كشمكش‌هايش اصولى و در راه خدا بوده است ! به استاندارانش نوشت : سلام بر شما ، خدايى را سپاس مىگويم كه جز او خدايى نيست . اما بعد ، خدا را شكر كه زحمت نابودى دشمنان و قاتل خليفه‌تان را از دوشتان برداشت . خدا با لطف و حسن تدبيرش مردى از بندگانش را به كمين على بن ابى طالب نشاند تا او را غافلگير كرد و بكشت ، و با اين كار يارانش را پراكنده و مخالف يكديگر ساخت . نامه‌هايى از اشراف و فرماندهانشان رسيده كه در آن براى خود و عشايرشان امان مىخواهند . بنابراين ، به محض دريافت فرمان كتبىام به شما ، همهء كوشش و سپاهتان را بسيج نماييد و با همهء ساز و برگ رهسپار شويد ، زيرا به لطف خدا انتقامتان از او گرفته شد و به آرزوى خويش رسيديد ، و خدا تجاوزكاران مسلح داخلى و بيدادگران را نابود ساخت . « 2 » و چون عبد اللّه بن عباس پس از شهادت امير المؤمنين عليه السّلام نزد معاويه رفت ، معاويه به او گفت : خدا را شكر كه على را كشت . « 3 » اين مردك چه نفهم و بىايمان است كه مىپندارد عبد الرحمن بن ملجم از بندگان خدا
هامش
( 1 ) . كتاب صفين ، ابن مزاحم 402 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 24 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 135 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 278 . ( 2 ) . مقاتل الطالبين 24 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 4 / 13 ؛ جمهرة رسائل العرب : 2 / 13 . ( 3 ) . البداية و النهاية ، جلد هشتم .