كن « 1 » ، سخنش به تمامى خواهد آمد .
3 - 17 - معاويه در جنگ صفين نذر كرده بود زنان قبيلهء ربيعه را به بردگى بگيرد و هر زنى را كه جنگيده باشد ، بكشد . خالد بن معمر در اينباره چنين سروده است :
- پسر ابو سفيان در اين آرزوست كه زنان ما را به بردگى بگيرد ، اما تيغهاى برّان ما مانع آن است كه نذرش به تحقق رسد .
- و قول مىدهيم حكومت را به حاكمى از بنى هاشم كه تو در صدد بركنارى و خلع او هستى ، بسپاريم ، قول مردانهاى كه دروغ را بدان راه نيست . « 2 »
4 - 17 - باوردى مىگويد : عمر بن قرهء ليثى كه از اصحاب پيامبر است ، از جملهء كسانى بود كه در جنگ صفين شركت داشتند و در جنگ عليه معاويه و شاميان سرسختى و شدت عمل به خرج مىداد تا جايى كه معاويه قسم ياد كرد اگر به چنگش بيفتد ، سرب گداخته در گوشهايش بريزد . « 3 »
اينها پارهاى از گناهان و جنايات مسلّمى است كه پسر هند جگرخوار در اثناى جنگ صفين مرتكب گشته يا تصميم به ارتكابش گرفته است . آيا اين از ديندارى و اقتضاى دين مبين اسلام است كه نگذارد كسى را كه زير پرچم حق و همراه امير المؤمنين على عليه السّلام جنگيده و به شهادت رسيده است ، دفن كنند با اينكه دفن فورى و سريع هرمؤمن و مسلمانى واجب است ؟ آيا اين رادمردان و نيكروان و آن اصحاب درجه اول و با سابقه و تابعان نيك سيرت در نظر معاويه از دين بيرون بودهاند ؟ يا نه ، مىخواستهء در موردشان نه قواعد و مبادى دين ، بلكه هواى نفس و دلخواه خويش را به عمل درآورد و از آنان به اين خاطر كه حامى دين و پشتيبان حق بودهاند ، انتقام بگيرد ؟ چه بسيار از اين گونه گناهان و جنايتهايى كه از دين مبين اسلام به دور و بيگانه است ، مرتكب گشته است !
آيا جايز است كه نعش مؤمن شهيدى را فقط به جرم اينكه مخالف هواى دل معاويه است ، مثله و تكه پاره كنند ، حال آنكه مىدانيم نعش حيوان حتى سگ را نمىتوان مثله
هامش
( 1 ) . المحبر 479 .
( 2 ) . كتاب صفين 231 .
( 3 ) . الاصابة ، ابن حجر : 3 / 35 .