او را ابو محمد لقب مىدهم . و همين لقب برايش ماند . « 1 » بنىاميه هروقت مىشنيدند كه بچهاى نامش على است ، او را مىكشتند . « 2 » به همين جهت ، مردم اسم فرزندانشان را تغيير مىدادند . اين را زين الدين عراقى گفته است .
17 - بخشى از تبهكارىهاى پسر هند جگرخوار
1 - 17 - چون نعيم بن صهيب بن العليه از سپاه على در صفين كشته شد ، پسر عمويش نعيم بن حارث بن العليه پيش فرمانرواى خود معاويه رفت و گفت : اين كشته پسر عموى من است ، او را به من ببخش تا دفنش كنم . گفت : دفنشان نمىكنيم ، چون حق دفن شدن ندارد . به خدا عثمان را از ترس آنها نتوانستيم دفن كنيم مگر مخفيانه . تهديد كرد كه يا اجازه بده دفنش كنم يا ترا ترك كرده به آنان خواهم پيوست . معاويه گفت : تو رؤساى عشاير عرب را مىبينى و دفنشان نمىكنى ، آنگاه براى دفن پسر عمويت از من اجازه مىخواهى ! سپس افزود : اختيار دارى ، مىخواهى دفنش كن ، مىخواهى نكن . او برفت و نعش پسر عمويش را دفن كرد . « 3 »
2 - 17 - وقتى عبد اللّه بن بديل از سپاه على كشته شد ، معاويه و عبد اللّه بن عامر رفتند و بر سر نعش او ايستادند . عبد اللّه بن عامر كه دوست عبد اللّه بن بديل بود ، عمامهء خويش را بر صورت او گسترد و برايش طلب مغفرت كرد . معاويه گفت : صورتش را باز كن . گفت :
نه ، به خدا تا جان در بدن دارم ، نخواهم گذاشت او را مثله كنى . معاويه گفت : صورتش را باز كن ، ما وقتى آن را به تو بخشيديم ، ديگر مثلهاش نمىكنيم . « 4 »
نسبشناس معروف ابو جعفر بغدادى مىنويسد : معاويه در دستورات كتبىاش به زياد گفته بود : هركه را بر دين و نظريهء على يافتى ، بكش و جسدش را مثله و تكه و پاره
هامش
( 1 ) . الكامل ، مبرد : 2 / 157 .
( 2 ) . تهذيب التهذيب : 7 / 319 .
( 3 ) . كتاب صفين ، ابن مزاحم 293 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 14 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 489 .
( 4 ) . كتاب صفين 277 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 486 .