كج خلقى گرفتهاى و بالاخره آنها پيروز گشتهاند و نصيب تو چيزى جز مسئوليت كارهاى نادرستت نشد .
اين افسانهها را كنار بگذار و اين حرفها را رها كن و دست بردار از ساختن حرفهايى از زبان رسول خدا و نسبت دادن حرفهاى ناگفته به او و دروغ و افترا بستن به او و فريب دادن همراهانت به آن وسيله . تو آنها را فريب دادهاى و چيزى نمانده كه فريبكارىات برملا شود و مردم از تو كناره بگيرند و بدانند آنچه مىگويى و نقل مىكنى بىاساس و پوشالى است .
و دلت چقدر حقناپذير است و از بصيرت چه بىبهرهاى ، خويت طمع است و اخلاقت حسدورزى .
حسادت را كنار بگذار ، زيرا ديرى است كه از حسد ورزيدن نفعى نبردهاى ، و سابقهء درخشان جهادت را با خودخواهىات خراب نكن ، چون كارها بستگى دارد به سرانجامش . سابقهات را با جنگيدن عليه كسى كه حقى در حق و ما يملك او ندارى از بين نبر ، چون اگر اين كار را بكنى ، فقط به خودت ضرر زدهاى و كار خودت را خراب كردهاى و فقط حجت خود را سست و بىاساس نمودهاى . به جان خودم سوابق تو مثل اين است كه از بين رفته باشد به خاطر خونهايى كه ريختهاى و مخالفتى كه با اهل حق كردهاى . بنابراين ، سورهاى را بخوان كه در آن از فلق ياد گشته و از خودت به خدا پناه ببر ، زيرا تو همان حسودى هستى كه حسد برده است .
چون اسلام پايهاش محكم گشت و توسعه يافت ، تو عليه آن برخاستى و فتنهها برانگيختى و توطئهها كردى و از هرسو بر آن تاختى و بر ضدّ دسيسه و تحريك كردى ، و وقتى از تو يارى خواست ، كوتاهى نمودى ، و پيش از آنكه متلاشى و پراكنده شود ، و به دادش نرسيدى . مسلمانان يك روز و دو روز از تو بد نديدهاند . تو به ابو بكر حسد بردى و بناى كج خلقى با او گذاشتى و در صدد برآمدى حكومتش را سرنگون كنى ، آنگاه در خانهات نشستى و عدهاى از مردم را تحريك كردى تا مدتى از بيعتش خوددارى نمودند .
بعد از اينكه عمر خليفه شد ، بدت آمد و به او حسد بردى ، و او ديرى حكومت كرد و تو
الغدير ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٠٨