ديگرى تجاوز مسلحانه كرد ، با تجاوزگر بجنگيد تا به حكم خدا باز آيد . « 1 » ائمهء فقه مانند شافعى نيز در مسئلهء جنگيدن با اهل بغى ، يعنى تجاوزكاران داخلى به همين آيه استناد كردهاند « 2 » ، و دار و دستهء معاويه به موجب نصى از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در دست است ، بىترديد تجاوزكار مسلح داخلىاند .
محمد بن حسن شيبانى حنفى ( م 187 ) مىگويد : اگر معاويه ستمگرانه و تجاوزكارانه با على نجنگيده بود ، ما كيفيت و قواعد جنگيدن با اهل بغى و تجاوزكاران مسلح داخلى را نمىآموختيم . « 3 »
قرطبى در تفسير خود مىگويد : اين آيه دليل است بر وجوب جنگيدن با دار و دستهء تجاوزكار داخلى كه بر امام يا يكى از مسلمانان آشكارا تجاوز كنند . « 4 »
همو مىافزايد : قاضى ابو بكر بن عربى مىگويد : اين آيه در مورد جنگيدن مسلمانان با يكديگر اصل است ، و در جنگ با كسانى كه تأويل نمايند ، اساس را تشكيل مىدهد .
اصحاب به همين استناد كرده و رجال برجستهء دين به آن تمسك نمودهاند ، و پيامبر به همين آيه اشاره و توجه داشته آنجا كه فرموده است : عمار را دار و دستهء تجاوزكار داخلى مىكشند و نيز آنجا كه دربارهء خوارج مىفرمايد : عليه بهترين فرقهء اسلامى قيام مسلحانه مىكنند يا در حال اختلاف قيام مسلحانه مىكنند . روايت اولى صحيحتر است ، زيرا در آنجا مىفرمايد : تجاوزكاران داخلى را يكى از آن دو دسته كه به دين نزديكتر است ، خواهد كشت ، و چنين اتفاق افتاد كه آنان را على بن ابى طالب و يارانش كشتند . بنابراين ، براى علماى اسلام محقق گشته و با دليل دينى ثابت شده كه على ، رضى اللّه عنه ، امام بوده است و هركه عليه او قيام مسلحانه كرده ، تجاوزكار به شمار آمده و جنگيدن با او واجب بوده است تا آنكه به دين باز آيد و سر به صلح و آشتى فرود آرد . « 5 »
زيلعى مىنويسد : حق به جانب على بوده است ، و دليلش فرمايش پيامبر به عمار
هامش
( 1 ) . حجرات 49 / 9 .
( 2 ) . سنن بيهقى : 8 / 171 .
( 3 ) . جواهر المضيئة : 2 / 26 .
( 4 ) . تفسير قرطبى : 16 / 317 .
( 5 ) . همان : 16 / 318 .