تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
و براى نجات خويش از مرگ حتمى فرياد برآوردند كه بياييد اختلاف را در پرتو قرآن حل كنيم . امام خود قبل از آنكه به چنين كارى مبادرت جويد ، پيش‌بينى نموده و در نامه‌اى به معاويه فرموده بود : ترا مىبينم كه فردا چون از فشار جنگ به ستوه آيى ، چونان شترى كه از سنگين بارى فرياد برمىآورد ، فرياد برآرى و مرا و يارانم را به مراجعه به كتابى بخوانى كه با زبان تعظيمش مىنماييد و به دل انكارش مىكنيد « 1 » ، و در نامهء ديگرى به او نوشته بود : پندارى همين حالاست كه دار و دسته‌ات از ضربات پياپى و مرگ حتمى و كشته دادن بسيار به ستوه آمده‌اند و مرا به مراجعه به كتاب خدا دعوت مىكنند ، در حالى كه آنها خود يا به آن كافرند يا بيعت گسلى كجروند . « 2 » پيش گويى حضرتش روزى به تحقق پيوست كه قرآن‌ها را از ترس شكست قريب الوقوع و كشته شدن دسته جمعى بر سر نيزه كردند تا خود را با اين حيله از مهلكه به در برند و امام در آن روز فرمود : اى بندگان خدا ! من از همه زودتر بايد دعوت به كتاب خدا را بپذيريم ، ليكن معاويه و عمرو عاص و پسر ابو معيط و حبيب بن مسلمه و ابن ابى سرح ديندار و پيرو قرآن نيستند . من بهتر از شما آنها را مىشناسم . در كودكى با آنها آشنا بوده‌ام و در بزرگى با آنها برخورد و تماس داشته‌ام و آنها بدترين بچه‌ها و شريرترين مردها هستند . حرفشان سخن حقى است كه به منظور باطل و ناروايى زده مىشود . به خدا قسم اينها قرآن را بالا نبرده‌اند از آن جهت كه آن را مىشناسند و به آن عمل مىكنند ، بلكه كارشان خدعه و فريب است و ايجاد سستى و تزلزل ، و صدمه زدن . « 3 » پيامبر گرامى براى هشدار دادن به مسلمانان و جلوگيرى از افتادنشان به ورطهء اين آشوب جاهلانه از هيچ كوششى فروگذار نكرده بود و مقام و منزلت امير المؤمنين على را شناسانده و اخطار كرده بود مبادا كوچكترين صدمه و آزارى به او برسانند ، مبادا با او بجنگند يا دشنامش دهند و لعنتش كنند يا كينهء او را به دل بگيرند و در يارىاش كوتاهى نمايند و نيز دعوت كرده بود و تشويق كه دوستش بدارند و از او پيروى كنند و
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 3 / 411 و 4 / 50 . ( 2 ) . نهج البلاغة : 2 / 12 . ( 3 ) . ر ك : سخنان امام عليه السّلام كه قبلا نگاشته شد و در پرتوش هرپژوهنده‌اى حقيقت را درمىيابد .