تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
دين به در شدگان بجنگند كه احاديث متضمن اين دستورات قبلا نگاشته شد « 1 » ، و دانشمندان متقدم اتفاق نظر داشتند كه تجاوزگران عبارتند از همدستان معاويه . بنابراين ، معاويه‌اى كه جنگيدن با او و قتلش واجب بود ، به خود اجازه مىداد با امير المؤمنين على عليه السّلام بجنگد ، در حالى كه كتاب خدا و سنت پيامبرش در برابرش قرار داشت و اگر مىخواست پيروى نمايد ، در آن چنين مىيافت كه هرگاه دربارهء چيزى اختلاف و كشمكش پيدا كرديد ، آن را به خدا و پيامبر عرضه بداريد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‌ايد « 2 » و كسانى كه به موجب آنچه خدا فرو فرستاده داورى و حكم ننمايند ، همان كافرانند « 3 » و كسانى كه مطابق آنچه خدا فرو فرستاده داورى و حكم ننمايند ، همان زشتكارانند « 4 » و كسانى كه مطابق آنچه خدا فرو فرستاده داورى و حكم ننمايند ، همان ستمگرانند . « 5 » بنابراين به حكم قرآن ، مسلمانان اختلاف خود را نبايد با جنگ ، بلكه با مراجعه به آيات محكم قرآن و سنتى كه آن را حل و فصل مىنمايد ، از ميان بردارند و هرگز پيش از اين كار نبايد دست به جنگ بزنند . به همين جهت ، امير المؤمنين على در آغاز كار از مخالفان مىخواست دعاوى خويش به قرآن كريم را كه خود نظير و گويايش بود ، عرضه نمايند و خود حجت را با استشهاد به آيات شريفهء قرآن و سنت بر آنان تمام مىكرد . باز به همين جهت بود كه به هيأت اعزامى معاويه مىفرمود : هان ! من شما را به كتاب خداى عزّ و جل و سنت پيامبرش دعوت مىنمايم « 6 » و در نامه‌اى به معاويه و قرشيانى كه نزدش بودند ، نوشت : هان ! من شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش و به جلوگيرى از ريخته شدن خون اين امت دعوت مىنمايم « 7 » ، اما آن كجروان به اين دعوت پاسخ مثبت ندادند و حاضر به عرضهء اختلاف به قرآن و سنت نشدند تا آنكه در عرصهء كارزار به زانو درآمدند
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 3 / 167 - 170 . ( 2 ) . نساء 4 / 59 . ( 3 ) . مائدة 5 / 44 . ( 4 ) . همان 47 . ( 5 ) . همان 45 . ( 6 ) . تاريخ طبرى : 6 / 4 . ( 7 ) . شرح نهج البلاغة : 1 / 19 .