تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
اى امير المؤمنين ! او به مكه رفته فقط به اين خاطر كه در آنجا اقامت كند ، او نه در پى قدرت حاكميت است و نه مرد اين كار ، و بنا كرد به شفاعت در كار پسر عمر ، زيرا پسر همسرش بود . امير المؤمنين عليه السّلام تقاضاى دخترش ام كلثوم را پذيرفت و از تعقيب پسر عمر دست برداشت و دستور داد كه او را به حال خود واگذارند . « 1 » بياييد اى مسلمانان از پسر عمر بپرسيم : مگر تو با ابو بكر به هنگامى كه مردم متفقا با او موافقت ننموده بودند ، بيعت نكردى و در حالى كه بيعت ابو بكر چنان كه آورديم « 2 » با دو نفر يا چهار نفر يا پنج نفر بيشتر صورت نگرفته بود و اختلاف به شدت برقرار بود و بيعت همان چند نفر با ابو بكر بود كه صفوف امت را پراكنده و تا به امروز در پراكندگى و تشتت نگهداشته است و خودت از نزديك شاهد آن اختلاف و نتايج شومش بودى و مىديدى كه موافقت بعدى دسته‌هاى مردم در بعضى موارد با تهديد صورت گرفت و در برخى با تطميع ، و توطئه‌اى بود كه تنى چند جاه‌طلب شبانه ترتيب دادند و با عمليات رسوا و نكبت‌بارى عملى شد كه در جلد هفتم به آن اشاره رفت « 3 » و در حالى صورت گرفت كه دل جمعى از مردان پاكدامن و ديندار از آن حاكم و حكومت مالامال از نفرت بود و خود حاكم مىدانست استحقاق على و نقشش در خلافت بسان نقشى است كه محور آسيا در آن دارد و منزلتش چندان والاست كه الهام خيرآميز اداره و حكومت از بلند شخصيتش در مىرسد و هيچ كس را ياراى وصول به اوجش نيست . با پدرش عمر بن خطاب هم در حالى بيعت كرد كه ابو بكر او را به حكومت تعيين نموده بود و اثرى از اجماع امت يا اتفاق مسلمانان در آن نبود . تعيينى شگفت ! هنوز زنده است كه با بستن پيمان حكومت براى ديگرى پس از وفاتش از آن كناره مىجويد و حكومت را به چنگالى خشن مىسپارد و به كسى كه سخن بتندى مىگويد و ناراهوار است و در كار حكومت بسيار مىلغزد و پياپى عذر مىخواهد و از اشتباهاتش پوزش مىطلبد « 4 » ، در حالى كه مردم از انتصاب وى به حكومت سخت ناراضىاند و معترض و
هامش
( 1 ) . جواهر الاخبار صعدى كه در حاشيهء كتاب بحر الزخار : 5 / 71 چاپ شده است . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 7 / 141 . ( 3 ) . همان : 7 / 74 - 87 . ( 4 ) . اقتباسى است از سخنان مولاى متقيان در نطق شقيقه . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 7 / 81 .