تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
مولاى متقيان دشنام داده مىشد . در جلد دوم خوانديم گفتهء ياقوت را در معجم البلدان كه على بن ابى طالب ، رضى اللّه عنه ، را بر منابر شرق و غرب دشنام مىدادند جز بر منبر سيستان كه يك بار بيشتر دشنام داده نشد و مردم در برابر بنىاميه از اين كار سرپيچيدند و حتى در عهدنامهء خويش افزودند كه بر منبرهاشان هيچ كس دشنام داده نشود ، و كدام شرف و افتخار بالاتر از اين‌كه از لعنت‌كردن بر برادر رسول خدا از فراز منبرشان خوددارى كنند ، در حالى كه بر منابر حرمين مكه و مدينه ، او را لعنت مىفرستادند . در دورهء سياه سلطنت امويان هفتاد هزار منبر برپا كرده بودند كه از فراز آنها به امير المؤمنين على دشنام داده ميشد « 1 » ، و اين كار را عقيده‌اى راسخ و وظيفه‌اى ثابت و مسلم مىشمردند و سنتى كه با شوق و ذوق بايد پيروى كرد ، به طورى كه وقتى عمر بن عبد العزيز به منظورهاى سياسى يا تدابير مصلحتى آن را منع و قدغن كرد ، عامهء مردم پنداشتند گناهى بزرگ مرتكب گشته و بدعتى نو نهاده است . آنچه از سخن مسعودى و يعقوبى و ابن اثير و سيوطى و ديگر مورخان برمىآيد « 2 » ، اين است كه عمر بن عبد العزيز فقط لعنت‌كردن على عليه السّلام را در خطبه از فراز منبر قدغن كرده است و به استاندارانش نوشته و گفته است كه به جاى آن بگويند :
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ
« 3 » ، يا به گفتهء بعضى بگويند :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
« 4 » ، يا به گفتهء برخى : هر دو آيه را بخوانند . مردم در خطبه آن آيات را خوانده‌اند ، اما اينكه به طور كلى از دشنام دادن به امير المؤمنين على منع كرده و مرتكب آن را مجازات نموده باشد ، معلوم نيست و در تاريخ اثرى از آن مشهود نمىباشد . در صفحات تاريخ هست كه عمر بن عبد العزيز كسانى را كه به عثمان يا معاويه دشنام داده‌اند ، تازيانه
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 102 ، 103 . ( 2 ) . ر ك : مروج الذهب : 2 / 167 ؛ تاريخ اليعقوبى : 3 / 48 ؛ الكامل ، ابن اثير : 7 / 17 ؛ تاريخ الخلفاء 161 ( 3 ) . حشر 59 / 10 . ( 4 ) . نحل 16 / 90 .