زبان از تمجيد شايسته بربستى و از حد انصاف منحرف گشتى . در ذكر فضايل آنكه براستى صاحب فضيلت است ، اگر جزئى از حقيقت به زبان آوردى ، شيطان ترا به كتمان ديگر حقايق و فضايل كشانيد . شنيدم كه از كمالات يزيد و سياست دانى و تدبيرش براى امت محمد دم زدى . مىخواهى مردم را دربارهء يزيد گمراه و دچار توهم كنى . پندارى آدم ناشناخته و محجوبى را توصيف مىنمائى يا فرد غايب و نامشهودى را معرفى مىكنى يا از چيزهايى تعريف مىكنى كه فقط تو مىدانى ، و حال آنكه يزيد خودش وضع و عقيدهاش را نشان داده و باز نموده است . كارهايش را نگاه كن ، از سگبازىاش به گاهى كه سگها را به جان هم مىاندازد ، و كبوتر بازىاش ، و كنيزكان خنياگرش ، و انواع هوسبازىهايش ، تا ترا در وصف خويش كمك كند . تصميمى را كه دارى ، كنار بگذار .
همان گناهانى كه تا به حال مرتكب گشتهاى ، كافى نيست كه مىخواهى وزر و بال اين موجود را به گردن گيرى در چنين حالى به آستان دادرسى پروردگار درآيى ؟ به خدا همچنان به باطل در انحراف و ستم فرورفتهاى و به بيدادگرى پرداختهاى كه ديگر جايى باقى نگذاشتهاى ؛ تو با مرگ فقط يك چشم بهم زدن فاصله دارى . بنابراين ، به كارى پسنديده دست بزن براى روز مشهود قيامت كه غير قابل اجتناب است و در آن گريزگاهى نيست . در سخنت ضمنا به ما تعرض نمودهاى ، و ما را از حق اجدادى محروم مىشمارى ، در حالى كه به خدا قسم اين حق را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق ولادت براى ما به ميراث نهاده است . تو به فرماندهى آن شخص بر مردم به دستور رسول خدا و با تعيين حضرتش استشهاد كردى . اين حقيقت دارد و اتفاق افتاده است . در آن زمان آن شخص ، يعنى عمرو بن عاص از فضيلت مصاحبت پيامبر و بيعت با وى برخوردار بوده است ، و تا اين تعيين صورت گرفت ، مردم اظهار نارضايى نمودند كه چرا او فرمانده گشته و بر ديگران مقدم شمرده شده است ، و شروع كردند به برشمردن كارهايش . در نتيجه ، پيامبر فرمود : اى گروه مهاجران ! پس از اين هيچ كس جز من فرماندهء شما نخواهد بود . به اين ترتيب ، پيامبر آن كار و رويه را نسخ و ابطال كرد . بنابراين ، تو چگونه در مورد مهمترين كارهاى عمومى به كار منسوخ پيامبر و رويهاى كه توسط حضرتش نسخ و ابطال گشته ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 356
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٥٦