تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
خويشاوندشان خدمت مىنمودند . به خدا اگر كسى را سراغ مىداشتم كه براى مسلمانان بهتر از يزيد مىبود ، قطعا براى او بيعت مىگرفتم . در اين هنگام ، حسين برخاسته گفت : به خدا سوگند ، كسى را كه به لحاظ پدر و مادر و از حيث شخصيت بهتر از يزيد است ، رها كرده‌اى . معاويه پرسيد : گويا منظورت كسى جز خودت نيست ؟ گفت : آرى . معاويه گفت : حالا مىگويم : اينكه گفتى به لحاظ مادر بر او برترى دارى ، به جان خودم مادرت برتر از مادر اوست و چه وى برترين زن قريش بود تا چه رسد به اينكه دختر رسول خداست ، به علاوه فاطمه را در ديندارى و ايمان و كردار ستوده سوابق درخشانى است . بنابراين ، مادرت برتر از مادر اوست . اما دربارهء پدرت ، پدرت پدرش را براى داورى و فيصله به درگاه خدا برد و خدا به نفع پدرش و عليه پدرت حكم صادر كرد . حسين گفت : همين نادانى تو برايت كافى است كه زندگى زودگذر دنيا را بر سراى جاويدان ترجيح مىدهى ! معاويه به حرفش چنين ادامه داد : اين‌كه گفتى تو شخصا از يزيد بهترى ، به خدا يزيد براى امت محمد مفيدتر از تست . حسين گفت : اين حرفت ، همان بهتان و نارواگويى است . آيا يزيد شرابخوار هوسباز هرزگى جوى از من بهتر است ؟ معاويه گفت : آهسته ! دست از دشنام به پسر عمويت بردار ، چون اگر پيش او از تو بد بگويند ، به تو بد نخواهد گفت . سپس رو به مردم كرده گفت : اى مردم ! مىدانيد كه پيامبر خدا بدون تعيين جانشين درگذشت ، و مسلمانان مصلحت چنين ديدند كه ابو بكر را به خلافت بردارند و بيعتى كه با وى شد ، بيعت هدايت و مطابق موازين دين بوده و او به قرآن و سنت پيامبر عمل كرد و وقتى اجلش فرا رسيد ، عمر را به جانشينى تعيين كرد و او نيز به كتاب خدا و سنت پيامبرش عمل كرد و چون مرگش نزديك شد ، تصميم گرفت تعيين خليفه را به شوراى شش نفره كه از ميان مسلمانان انتخاب كرد ، واگذارد . بنابراين ، ابو بكر به طرزى عمل كرد كه پيامبر خدا نكرده بود و عمر به طرزى عمل كرد كه ابو بكر نكرده بود ، و هريك نظر به مصلحت مسلمانان
الغدير ( فارسى ) — صفحة 359 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى