تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
كه همسر و فرزندى نگرفته است ، و محمد بنده و فرستادهء اوست . دربارهء اين خلافت هرگاه به قرآن عمل شود ، در آن آمده كه خويشاوندان به حكم كتاب خدا به يكديگر سزاوارترند « 1 » ، و در صورتى كه به سنت رسول خدا عمل شود ، بايد متعلق به خويشاوندان وى باشد ، و اگر به رويهء ابو بكر و عمر عمل شود ، باز چه كسى برتر و كامل‌تر از خاندان پيامبر است و ذى حق‌تر به تصدى حكومت اسلام ؟ به خدا قسم ، اگر او [ على ] را پس از پيامبرشان عهده‌دار حكومت كرده بودند ، حكومت را به متصدى حقيقى و شايسته‌اش سپرده بودند به سبب ديندارى و راست روىاش و براى اينكه حكم خدا به كار بسته شود و از شيطان پيروى نگردد كه در آن صورت حتى دو نفر در ميان امت اختلاف نمىيافتند و شمشيرى كشيده نمىشد . بنابراين ، اى معاويه ! از خدا بترس ، زيرا تو زمامدار گشته‌اى و ما تحت سرپرستى تو قرار گرفته‌ايم . از اين جهت ، به مصالح مردمى كه تحت سرپرستى او قرار گرفته‌اند ، بينديش ، زيرا فرداى قيامت در اين خصوص از تو بازخواست خواهد شد . اما آنچه دربارهء دو پسر عمويم [ حسن و حسين ] گفتى و اينكه آنان را دعوت نكردى ، به خدا قسم ، كار درستى نكردى و اين كار را نمىتوانى بكنى مگر به وسيله و با رضايت آنان ، و تو خود مىدانى كه آن دو معدن دانش و بزرگوارى و نجابتند ، چه اعتراف كنى و چه انكار . در خاتمه از خدا براى خود و براى شما آمرزش مىطلبم . آنگاه عبد اللّه بن زبير شروع به سخن كرد و گفت : خداى را سپاس كه دينش را به ما آموخت و شناساند و ما را با پيامبرش به افتخار نايل آورد . او را بر پيش آوردهايش سپاس مىگويم و اعتراف مىنمايم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستادهء اوست . اين خلافت فقط از آن قريش است كه با كردار پسنديده و اعمال ستوده‌اش آن را به دست مىگيرد با تكيه بر اجداد پر افتخار و فرزندان بزرگ منش خويش . بنابراين ، اى معاويه ! از خدا بترس و دربارهء خويش به انصاف گراى ، زيرا اين عبد اللّه بن عباس پسر عموى رسول خداست و اين عبد اللّه بن جعفر
هامش
( 1 ) . انفال 8 / 75 .