تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
دربارهء تو خبر ناخوشايندى به من رسيده است . اگر بيعت كنى ، سپاسگزارى خواهد شد و اگر خوددارى نمايى ، مجبور خواهى گشت ، و السّلام . عبد اللّه بن جعفر در جوابش چنين نوشت : نامه‌ات رسيد و از اينكه نوشته‌اى مرا بر ديگران ترجيح مىدهى ، آگاه شدم . اگر چنين كنى ، خودت را به سعادت رسانده‌اى و اگر خوددارى نمايى ، نسبت به خودت كوتاهى نموده‌اى . اما اينكه نوشته‌اى مرا مجبور خواهى كرد با يزيد بيعت كنم ، به جان خودم قسم ، پيش از آنكه تو مرا به آن بيعت مجبور كنى ، ما تو و پدرت را مجبور كرديم تا بر خلاف ميل خود اسلام آورديد ، و السّلام . « 1 »

نامهء معاويه به عبد اللّه بن زبير

براى عبد اللّه بن زبير اين ابيات را فرستاد : - مردان بزرگوار را ديده‌ام كه چون از ره بردبارى دست از ايشان بردارند ، نسبت به آن بردبار حق‌شناسى مىنمايند . - مخصوصا اگر آن‌كه گذشت كرده ، در عين قدرت كرده باشد كه در اين صورت بايد بيشتر حق‌شناسى و تجليلش كرد . - تو پست نيستى تا كسى كه سرزنشگر تست ، ترا به خاطر كردارى كه بروز داده‌اى ، سرزنش نمايد . - بلكه حقه باز ناخالصى هستى كه جز دغلى و نادرستى نمىشناسى ، چنان كه قبل از هم اين ابليس با آدم دغلى كرده است . - ولى با كار خويش فقط خود را گول زده‌اى و با اينكه سابقا معزّز و محترم بوده‌اى ، اما اكنون ملعون و مايهء ننگ گشته‌اى . - من مىترسم ترا به كردارت كيفر دهم و آنگه خدا آن را كه ستمكارتر است ، به كيفر رساند .
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 147 ، 148 .