تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
نشستند ، گفت : خدايى را سپاس كه به ما دستور داده سپاسش گوييم و وعده داده كه ثواب سپاسش را به ما ارزانى دارد ، او را بسيار سپاس مىگوييم همان‌گونه كه ما را بسيار نعمت داده است ، و اعتراف مىنماييم كه خدايى جز خداى يگانهء بىشريك نيست و محمد بنده و فرستادهء اوست . من سنم زياد شده و توانم برفته و اجلم فرا رسيده است و چيزى نمانده دعوت حق را لبيك بگويم . به نظرم اين‌طور رسيد كه يزيد را جانشين خويش سازم تا پس از من حاكم شما باشد و فكر مىكنم مايهء خشنودى شما باشد ، شما كه بزرگان قريش و نيكان و نيك زادگان آن هستيد . تنها چيزى كه باعث شد حسن و حسين را با اينكه به آنها نظر خوبى دارم و خيلى دوستشان مىدارم ، دعوت نكنم ، اين بود كه آنها فرزند همان پدرند . حالا شما جواب درست و خوبى به امير المؤمنين بدهيد . عبد اللّه بن عباس چنين گفت : خدايى را سپاس كه از الهام به ما فرمود سپاسش گوييم و شكرگزارى بر نعمت‌ها و خدماتش را وظيفهء ما شمرد ، و اعتراف مىنمايم كه خدايى جز خداى يگانهء بىشريك نيست و محمد بنده و فرستاده اوست ، درود خدا بر محمد و آل محمد . تو حرف زدى و ما گوش كرديم ، گفتى و شنيديم . خداى عزّ و جل محمد را به رسالت برگزيد و او را براى دريافت و ابلاغ وحى اختيار نمود و بر همهء آفريدگان مزيت نهاد و افتخار داد . بنابراين ، برترين و با افتخارترين افراد آنهايند كه با محمد و الهامش ارتباط دارند و سزاوارترين فرد به تصدى حكومت و امر اسلام نزديك‌ترينشان به وى است ، و امت اختيارى جز اين ندارند كه در برابر پيامبرشان تسليم باشند ، چون خدا او را براى امت اختيار كرده و او كه خداى عليم و حكيم است ، محمد را از روى علم و آگاهى كامل اختيار كرده است . در خاتمه براى خود و براى شما از خدا آمرزش مىطلبم . بعد عبد اللّه بن جعفر برخاسته چنين گفت : سپاس خداى را كه درخور سپاس است و سپاس او را رسد . او را سپاس مىگوييم كه از ره الهام سپاسش را به ما آموخته است ، و از او اميد مىداريم كه ما را در اداى حقش يارى دهد . اعتراف مىنمايم كه خدايى جز خداى يگانهء بىنياز و پايدار نيست ، خدايى